بمبی که اصلاً بمب نیست | بمب اتمی ۴
بمبِ کثیف اسمش بمبه، ولی اصلاً بمبِ اتمی نیست. نه واکنشِ زنجیرهای داره، نه شکافتی. فقط یه موادِ منفجرهی معمولیه بهعلاوهی یه مادّهی رادیواکتیو.

بمبِ کثیف، یه اسمِ گمراهکنندهست. وقتی میشنوی «بمب»، فکر میکنی حتماً یه چیزیه تو ردیفِ بمبِ اتمی؛ با واکنشِ زنجیرهای، با شکافتِ هستهای، با اون قدرتِ عظیمی که تو سه قسمتِ قبل ازش گفتیم. ولی بمبِ کثیف هیچکدومِ اینها رو نداره. پس چیه که اسمش رو گذاشتن بمب، و چرا با اینکه تا امروز هیچجای دنیا واقعاً استفاده نشده، اینقدر ترسناک به نظر میرسه؟ جواب رو یه حادثه تو برزیل نشونمون داد؛ بدونِ اینکه اصلاً بمبی درکار باشه.
چرا اسمش بمبه ولی نیست
بمبِ کثیف یا Dirty Bomb، فقط دو جزء داره: یه موادِ منفجرهی معمولی، مثلِ هر بمبِ دیگهای که تو جنگ یا تروریسم دیدهایم، بهعلاوهی یه مادّهی رادیواکتیو. وقتی منفجر میشه، خودِ انفجار هیچ فرقی با یه بمبِ عادی نداره؛ چیزی که فرق میکنه، اینه که موادِ رادیواکتیو رو تو هوا و محیطِ اطراف پخش میکنه. نه واکنشِ زنجیرهای، نه شکافتِ هستهای، نه انرژیِ عظیمِ اون بمبهایی که قدرتشون از دلِ فیزیکِ اتم میاومد. این یعنی از نظرِ قدرتِ تخریب، یه بمبِ کثیف اصلاً قابلمقایسه با بمبِ اتمی نیست؛ ترسش جای دیگهایه. چون هدفش کشتنِ فوریِ خیلیها نیست؛ هدفش آلوده کردنِ یه منطقهست، برای مدتی طولانی.
درمانگاهی که تعطیل شد
برای اینکه بدونیم این آلودگی دقیقاً چه شکلیه، لازم نیست منتظرِ یه بمبِ واقعی بمونیم؛ یه بار، بدونِ هیچ انفجاری، این اتفاق افتاد. سپتامبرِ ۱۹۸۷، شهرِ گویانیا (Goiânia) تو برزیل. یه درمانگاه که قبلاً توش پرتودرمانی میکردن، تعطیل شده بود، ولی یه دستگاهِ پرتودرمانی رو همونجا جا گذاشته بودن؛ بدونِ اینکه کسی مسئولیتِ جمعکردنش رو به عهده بگیره. این دستگاه یه کپسولِ کوچیک تو خودش داشت که مادّهی رادیواکتیو توش نگهداری میشد؛ همون چیزی که برای درمانِ بیماران استفاده میشد.
دو نفر که دنبالِ آهنِ قراضه بودن، وارد این درمانگاهِ خالی شدن. دستگاه رو پیدا کردن و باز کردن، بدونِ اینکه بدونن چیه. داخلش یه کپسول بود؛ همون کپسول رو هم شکستن. چیزی که ازش بیرون اومد، یه پودر بود؛ پودری که تو تاریکی آبی میدرخشید. برای کسی که نمیدونه این چیه، این درخشش نه ترسناکه، بلکه قشنگه.
پودری که دست به دست شد
و همینجا فاجعه شکل گرفت. اون دو نفر پودر رو بردن خونه. به خانوادهشون نشونش دادن. چون میدرخشید و عجیب بود، به همسایهها هم دادن؛ بعضیها حتی روی دست و صورتشون مالیدن، یا با انگشت روی خودشون نقاشی کشیدن. هیچکس نمیدونست این یه مادّهی رادیواکتیوه که تو یه دستگاهِ پزشکی برای هدفی کاملاً کنترلشده استفاده میشده، نه برای دستمالیکردن.
دو هفته طول کشید تا کسی بفهمه این پودرِ درخشان دقیقاً چیه. تو این دو هفته، مادّه از یه خونه به خونههای دیگه رفت، از یه نفر به نفرهای دیگه رسید، بدونِ اینکه هیچ علامتِ هشداری وجود داشته باشه. وقتی بالاخره ماجرا کشف شد، اندازهی واقعیِ آلودگی معلوم شد: حدودِ ۲۵۰ نفر آلوده شده بودن. چهار نفر هم همون ماهِ اول مردن.
پاکسازیِ سیصد سال
ترسِ این سلاح دقیقاً همینه؛ نه چیزی که خراب میکنه، چیزی که جا میذاره.
برای پاکسازیِ گویانیا، حدودِ سه هزار متر مکعب خاک و آوار جمعآوری شد؛ خونهها، حیاطها، هر جایی که پودر بهش رسیده بود. همهی این حجم دفن شد؛ جایی که باید سیصد سال دستنخورده بمونه، چون مادّهی رادیواکتیو تا این مدت خطرناک باقی میمونه. برای مقایسه، این یعنی جایی که امروز دفن شده، تا قرنِ بیستوسوم هم هنوز باید بسته و ممنوعه بمونه.
نکتهی مهم اینه که هیچ انفجاری تو کل این ماجرا نبود؛ هیچ بمبی هم ساخته نشده بود. فقط یه کپسولِ پزشکی شکسته شده بود و یه مشت پودر بیرون اومده بود. با اینحال، عواقبش دقیقاً همون چیزیه که یه بمبِ کثیفِ واقعی میتونه ایجاد کنه؛ نه یه انفجارِ بزرگ با تلفاتِ فوریِ زیاد، بلکه یه آلودگیِ طولانیمدت که شهر رو برای دههها یا قرنها درگیر میکنه.
چیزی که جا میذاره، نه چیزی که خراب میکنه
پس بمبِ کثیف واقعاً یه بمبِ اتمی نیست؛ اسمش گمراهکنندهست، ولی خطرش واقعیه، فقط از نوعی متفاوت. قطعیه که این سلاح از نظرِ فیزیکی هیچ ربطی به شکافتِ هستهای یا واکنشِ زنجیرهای نداره؛ فقط ترکیبیه از موادِ منفجرهی معمولی و مادّهی رادیواکتیو. قطعیه که تا امروز هیچجای دنیا بهعنوانِ سلاحِ واقعی استفاده نشده. و ماجرای گویانیا هم، با اینکه بمب نبود، دقیقاً نشون داد یه آلودگیِ رادیواکتیوِ کنترلنشده چه بلایی میتونه سرِ یه شهر بیاره؛ از ۲۵۰ نفرِ آلوده تا چهار مرگ، تا سیصد سال دفنِ اجباریِ خاک. چیزی که هنوز باز مونده، اینه که اگه یه بمبِ کثیفِ واقعی، با انفجاری واقعی، یه روز جایی منفجر بشه، اندازهی دقیقِ فاجعهش چقدره؛ چون تا امروز، خوشبختانه، هیچکس این رو تجربه نکرده.



