خوانندهای که ۱۵ سال اسم نداشت! حسین قوامی
حسین قوامی، خوانندهی «تو ای پری کجایی»، چون افسرِ ارتش بود نزدیکِ پونزده سال با اسمِ یه پرنده از رادیو خوند.

صدای حسین قوامی رو بیشترِ ایرانیها با «تو ای پری کجایی» میشناسن. ولی همین صدا نزدیکِ پونزده سال از رادیوی ایران پخش میشد بدونِ اینکه اسمِ صاحبش گفته بشه؛ اول به اسمِ «خوانندهی ناشناس» و بعد با اسمِ یه پرنده: «فاختهای».
چرا یکی از پرکارترین خوانندههای برنامهی گلها اجازه نداشت اسمِ خودش رو بگه؟ جوابش هم توی خونهی پدرش بود، هم توی ارتش.
پدری که صفحه جمع میکرد
حسین قوامی ۱۷ اردیبهشتِ ۱۲۸۸ توی تهران به دنیا اومد. پدرش، رضاقلی قوامی، معمار بود و به نوشتهی دانشنامهی ایرانیکا مجموعهی بزرگی از صفحههای گرامافون داشت. ولی همین پدرِ اهلِ موسیقی نمیخواست پسرش خواننده بشه.
حسین ده دوازده ساله بود که همسایهشون، حسینخان اسماعیلزاده، کمانچهنواز و معلمِ ابوالحسن صبا، صدای اون رو شنید و پیشنهاد داد مجانی بهش درس بده؛ پدر قبول نکرد. یکی از زندگینامهها هم تعریف میکنه که همسایهها توی ماهِ رمضون اون رو میبردن تا بالای گلدستههای مسجدِ سپهسالار مناجات بخونه، تا اینکه پدرش این کار رو هم ممنوع کرد؛ این روایت فقط از همین یک منبع اومده.
برای همین حسین راهِ دیگهای پیدا کرد: از روی همون صفحههای پدر، صدای خوانندههایی مثلِ سید حسین طاهرزاده و ظلی رو تقلید کرد. بعدش سالها، پنهونی، پیشِ عبدالله حجازی ردیفِ آواز رو یاد گرفت؛ ایرانیکا این دوره رو هفت سال نوشته و منابعِ دیگه شش سال.
افسری که نباید میخوند
قوامی بزرگتر که شد، افسرِ ارتش شد؛ و خوندن برای نظامیها ممنوع بود. اردیبهشتِ ۱۳۲۵، ستوان قوامی توی یه مهمونیِ شبانه خوند و حسینقلی مستعان، رماننویس و رئیسِ اون روزهای رادیو، صدای اون رو شنید و ازش خواست توی رادیو بخونه. قوامی فقط با یه شرط قبول کرد: اسمش گفته نشه. خودش بعدها تعریف کرده:
شب قول دادم اما صبح پشیمان شدم… مستعان شبانه خبر را به رادیو داده بود. کار از کار گذشته بود.

صبحِ روزِ بعد، خودش و مادرش از رادیو شنیدن که فردا ساعتِ یک و نیمِ بعدازظهر یه خوانندهی ناشناس میخونه. اولین آوازش در ابوعطا بود، با سازِ برادرهای وفادار. بعد از پخش، تلفنهای رادیو برای شناختنِ این خواننده یکسره زنگ میزد، ولی کسی جوابِ روشنی نگرفت. خودش گفته از فکرِ اینکه میلیونها نفر صداش رو میشنون، بدنش به لرزه افتاده بود.
اسمی که خالقی گذاشت
شش ماه بعد، روحالله خالقی برای خوانندهی ناشناس یه اسم گذاشت: «فاختهای». فاخته پرندهی خاکستریایه که دهخدا صداش رو «نرم و حزنانگیز» نوشته، و چون آوازش شبیهِ «کوکو»ئه، بهش کوکو هم میگن. خیام هم توی یکی از رباعیهاش فاختهای رو روی کنگرهی کاخی نشونده که میپرسه کوکو، کوکو؛ یعنی کجا، کجا.
دیدیم که بر کنگرهاش فاختهای / بنشسته همیگفت که کوکو کوکو

ولی هیچ منبعی ننوشته که خالقی چرا همین پرنده رو انتخاب کرد. به روایتی، ارتش بالاخره فهمید و شرطِ موندنِ قوامی رو این گذاشت که برای ارکسترِ خودِ ارتش هم بخونه؛ این یکی هم فقط در یک منبع اومده. چند سال بعد، به خاطرِ مأموریتی بیرون از تهران، صدای فاختهای مدتی از رادیو قطع شد.
پرکارترین صدای گلها
حدودِ سالِ ۱۳۳۷، داوود پیرنیا، سازندهی برنامهی گلها، قوامی رو به این برنامه آورد؛ به شرطِ اینکه ارتش اجازه بده، و پیرنیا اجازه رو گرفت. از اون به بعد قوامی یکی از صداهای اصلیِ گلها شد و با جلیل شهناز، حبیبالله بدیعی، احمد عبادی، حسن کسایی و رضا ورزنده کار کرد. ورزنده رو خودش به رادیو آورده بود: توی یه سفرِ اداری به کاشان گفته بود بدونِ ساز نمیتونه بخونه، و پسرِ مرشدِ یه زورخونه رو با یه سنتورِ خیلی بزرگ آورده بودن.
توی فهرستِ آرشیوِ گلها، اسمِ قوامی به عنوانِ خوانندهی آواز توی ۲۵۷ برنامه اومده؛ بیشتر از عبدالوهاب شهیدی (حدودِ ۲۳۳)، گلپا (۱۹۴) و بنان (۷۳). این شمارش رو ما از روی پایگاهِ دادهی همون آرشیو انجام دادیم؛ ایرانیکا عددِ «حدودِ ۲۲۰» رو آورده. خالقی هم اون رو «گلِ سرسبدِ» گلها میدونست.

ولی تا وقتی توی ارتش بود، همهی این برنامهها با اسمِ فاختهای پخش میشد. قوامی اوایلِ دههی ۴۰ بازنشسته شد؛ منابع سالهای ۱۳۴۰، ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ رو گفتن. تازه اون موقع بود که اسمِ خودش از رادیو پخش شد.
صدای خستهای که خرم میخواست
حدودِ ده سال بعد، در سالهای ۱۳۵۱ یا ۱۳۵۲، یه شب توی خونهی هوشنگ ابتهاج، همایون خرم آهنگی روی شعرِ ابتهاج نوشت؛ خودش گفته «گویی باران نت بود که میبارید». اون روزها رسم بود اینجور ترانهها رو بیشتر زنها بخونن، ولی خرم گفت: «باید یک صدای خستهای بخواند و به نظر من قوامی خوبه»؛ و ابتهاج تعجب کرد. قوامی اون موقع حدودِ ۶۳ سال داشت.
اسمِ اون تصنیف «تو ای پری کجایی» بود؛ همون سؤالی که فاختهی خیام میپرسید. به نوشتهی ابتهاج در کتابِ «پیرِ پرنیاناندیش»، قوامی بعد از ضبط بهش گفت:
من از شما ممنونم که اجازه دادین این تصنیفو من بخونم. این تصنیف اسم منو برای همیشه نگه میداره.
خرم این تصنیف رو ترانهی خداحافظیِ قوامی از رادیو دونسته، ولی با یه «شاید»؛ چون آرشیوِ گلها اسمِ اون رو در چند برنامهی بعدی هم داره.
پری کجایی
بعد از انقلاب، قوامی توی تهران موند ولی دیگه جلوی مردم نخوند؛ از اون سالها فقط دو ضبطِ دیرهنگام مونده. سالهای آخر بیمار بود و بیشتر توی خونه. به نوشتهی بیشترِ منابع، پنجشنبه ۱۷ اسفندِ ۱۳۶۸ توی بیمارستانِ ایرانمهرِ تهران درگذشت و توی امامزاده طاهرِ کرج، کنارِ بنان و مرتضی حنانه، دفن شد.

همسرش تعریف کرده که توی بیمارستان، یه پرستارِ جوون اون رو نمیشناخت؛ تا اینکه بهش گفتن این همون خوانندهی «پری کجایی»ئه، و پرستار آهنگ رو میشناخت. امروز هم همینطوره: کمتر کسی اسمِ فاختهای یادشه، ولی «تو ای پری کجایی» رو با اسمِ حسین قوامی میشناسن؛ همونطور که خودش بعد از ضبط گفته بود.


