کلمهی «الگوریتم»، اسمِ یه ریاضیدانِ ایرانیه
کلمهی «الگوریتم» که هر روز میشنوی، اسمِ یه آدمه 📱 🔊 با صدا ببین

هر بار که میگی «الگوریتمِ اینستاگرام داره اذیتم میکنه» یا «باید جبر رو حل کنم»، داری بدونِ اینکه بدونی اسمِ یه آدم رو صدا میزنی. آدمی که هزار و دویست سال پیش زندگی میکرده و احتمالاً اصلاً فکرش رو هم نمیکرده که اسمش یه روز تو موبایلِ میلیاردها نفر تکرار بشه. این آدم کی بود و چطور اسمش شد یکی از پرکاربردترین کلمههای دنیای امروز؟
اسمش محمد بن موسی خوارزمی بود
اهلِ خوارزم بود، همونجایی که اسمش تو اسمِ خودش هم مونده. ولی کارش رو تو بغداد میکرد، تو جایی به اسمِ بیتالحکمه. بیتالحکمه یه کتابخونهی بزرگ بود، جایی که دانشمندا از همهجا جمع میشدن، کتاب ترجمه میکردن و روی مسئلههای علمی کار میکردن. خوارزمی یکی از همون آدمایی بود که اونجا نشسته بود و داشت روی حل کردنِ معادلهها فکر میکرد.
کتابی که اسمش شد جبر
حدودِ سالِ هشتصد و بیست، یه کتاب نوشت دربارهی حل کردنِ معادلهها. اسمِ کتاب بود: الجبر و المقابله. این کتاب بعدها راهش رو به اروپا باز کرد، ولی اروپاییها که داشتن ترجمهش میکردن، فقط یه تیکه از اسمِ کتاب رو برداشتن: الجبر. همین کلمه، کمکم شد algebra، همون جبری که تو مدرسه خوندی و شاید هیچوقت فکر نکردی از کجا اومده.
از اسمِ خودش تا کلمهی الگوریتم
داستانِ کلمهی دوم از داستانِ جبر جالبتره، چون این یکی دیگه از اسمِ کتاب نیومده، از اسمِ خودِ خوارزمی اومده. وقتی کتاباش رو تو اروپا به لاتین ترجمه کردن، اسمِ خودشُ هم لاتین کردن. شد الگوریتمی. این کلمه موند و موند، دهنبهدهن و کتاببهکتاب چرخید، تا آرومآروم شد الگوریتم، همون چیزی که امروز پشتِ هر اپلیکیشن و هر شبکهی اجتماعی ازش حرف میزنیم.
کلمهی الگوریتم که هر روز میشنوی، اسمِ یه آدمه.
چیزی که مالِ خوارزمی نیست
یه نکته هست که باید روشن بشه تا داستان اغراق نشه. خوارزمی الگوریتم رو اختراع نکرد؛ روشِ گامبهگامِ حلِ مسئله خیلی قبلتر از اون هم وجود داشت، آدما همیشه یهجورهایی قدمبهقدم مسئله حل میکردن. چیزی که واقعاً مالِ خوارزمیه، اسمشه، نه خودِ ایده. یعنی اینجوری نیست که بگیم قبل از اون هیچکس نمیدونست چطور یه مسئله رو مرحلهبهمرحله حل کنه؛ فقط این کلمه، این برچسب، از اسمِ اون گرفته شده.
چرا این تفاوتش مهمه
این تمایز بینِ «اختراعِ یه ایده» و «اسمی که رویِ یه ایده میمونه» خیلی مهمه، چون همین باعث میشه داستان واقعیتر و دقیقتر بمونه. خوارزمی کاری کرد که کتابش انقدر مهم و پرکاربرد شد که اسمِ خودش تبدیل شد به نمادِ کلِ اون روش. این یهجور جاودانگیه که خیلیا حتی با کشف کردنِ یه چیزِ تازه هم بهش نمیرسن؛ اون فقط با نوشتنِ یه کتاب و اسمِ خودش، هزار و دویست سال بعد هنوز زندهست، تو هر جملهای که کلمهی الگوریتم توش هست.
پس چی موندگار شد و چی نه
اونی که موند، اسمِ اونه، نه لزوماً هر جزئیاتِ کارش. کلمهی جبر از عنوانِ کتابش گرفته شد، کلمهی الگوریتم از اسمِ خودش، و هر دو تا این کلمهها الان جزوِ زبونِ روزمرهی میلیاردها آدمن که شاید هیچوقت اسمِ خوارزمی رو نشنیده باشن. اینجا معلومه که اسم موندگارتر از خیلی چیزای دیگهست؛ حتی اگه خودِ ایده قبلاً هم وجود داشته، اسمی که رویِ اون گذاشته میشه میتونه هزار سال دوام بیاره.
پس وقتی میگی «الگوریتمِ اینستاگرام»، داری اسمِ یه ایرانی رو صدا میزنی، هزار و دویست سال بعد از اینکه تو بیتالحکمه نشسته بود و داشت معادله حل میکرد. این بخشش قطعیه: اسمِ الگوریتم از خوارزمی اومده و اسمِ جبر از عنوانِ کتابش. چیزی که قطعی نیست، اینه که خودِ روشِ گامبهگام رو اون اختراع کرده باشه؛ اون فقط اسمش رو بهمون داد، نه ایدهش رو. و شاید سؤالِ واقعی این باشه که چند تا کلمهی دیگه رو هر روز میگیم، بدونِ اینکه بدونیم پشتشون اسمِ کیه.

قصههای مرتبط


