کنجکاویاقصه‌ی امروز
قصه‌ها › هسته‌ای و نظامی

بمبِ اتمی‌ای که سه نفر با یه جیپ می‌بردنش | بمب اتمی ۱/۳

همه‌مون وقتی می‌گیم بمبِ اتمی، یه قارچِ بزرگ تصور می‌کنیم.

۳۰ مرداد ۱۴۰۵شورت · ۱:۵۱۴ دقیقه خوندن
بمبِ اتمی‌ای که سه نفر با یه جیپ می‌بردنش | بمب اتمی ۱/۳

همه‌مون وقتی می‌گیم بمبِ اتمی، یه قارچِ بزرگ و ابری میاد تو ذهنمون؛ چیزی که یه شهر رو یه‌جا محو می‌کنه. ولی یه دوره‌ای بود که ارتشِ آمریکا یه بمبِ اتمی داشت که فقط سه نفر سرباز، سوارِ یه جیپِ ساده، می‌تونستن با خودشون ببرنش جلو. اسمش دِیوی کِراکِت (Davy Crockett) بود، و قصه‌اش از اونجایی شروع می‌شه که آمریکایی‌ها تصمیم گرفتن سلاحِ هسته‌ای رو تا حدی کوچیک کنن که دیگه به بمب‌افکن و پایگاه نیاز نداشته باشه.

سلاحی به‌اندازه‌ی یه لوله

سالِ ۱۹۶۱، ارتشِ آمریکا سلاحی رو تحویل گرفت که با هیچ‌کدوم از تصویرهای معمولِ بمبِ اتمی جور درنمی‌اومد. یه لوله‌ی فلزیِ نسبتاً ساده بود، سوارِ یه جیپ، با خدمه‌ای فقط سه‌نفره. چیزی که از این لوله شلیک می‌شد، یه گلوله‌ی معمولی نبود؛ یه کلاهکِ اتمی بود. یعنی برای اولین بار، سلاحِ هسته‌ای دیگه چیزی نبود که فقط با هواپیما یا موشکِ بزرگ جابه‌جا بشه؛ یه تیمِ کوچیکِ پیاده هم می‌تونست حمل و شلیکش کنه.

چرا آمریکا دنبالِ بمبِ اتمیِ کوچیک بود

دلیلِ این کوچیک‌سازی به شرایطِ اروپا برمی‌گشت. تو اون منطقه، شوروی تانک‌های خیلی بیشتری نسبت به آمریکا و متحدینش داشت، و اگه جنگِ زمینی درمی‌گرفت، نیروی متعارف کفایت نمی‌کرد. آمریکا به این نتیجه رسید که باید سلاحِ اتمی رو انقدر کوچیک کنه که یه گروهِ کوچیکِ سرباز هم بتونه با خودش تا جلوی خط ببرتش. این یعنی قدرتِ تخریبِ هسته‌ای دیگه قرار نبود فقط دستِ فرماندهیِ بالا باشه؛ داشت به سطحِ میدان نزدیک می‌شد.

بمبی که برای کشتن با تابش ساخته شده بود

کوچیک‌ترین کلاهکی که تو دِیوی کِراکِت به‌کار گرفتن، ۲۳ کیلو بود؛ یه چیزِ کوچیک و قابلِ‌حمل. قدرتِ انفجارش هم حدودِ ده تا بیست تن بود، که وقتی کنارِ بمبِ هیروشیما بذاریمش، نزدیکِ هزار بار کوچیک‌تر به‌نظر می‌رسه. اما نکته‌ی مهم اینجاست که این سلاح اصلاً برای خراب کردنِ ساختمون یا شهر ساخته نشده بود. هدفش تابش بود، نه انفجار؛ یعنی انفجارش کوچیک می‌موند، ولی پرتوی رادیواکتیوی که آزاد می‌کرد، تو فاصله‌ی نزدیک برای هر نیرویی کشنده بود. این همون چیزیه که دِیوی کِراکِت رو از بمبِ استراتژیکِ معمولی جدا می‌کنه؛ یه سلاحِ میدانی که قرار بود جلوی پیشروی تانک رو با تابش بگیره، نه با آتشِ انفجار.

تنها باری که واقعاً شلیک شد

هفدهمِ ژوئیه‌ی ۱۹۶۲، یکی از این کلاهک‌ها، برای اولین و آخرین‌بار، واقعاً شلیک شد. انفجارش هجده تن بود، تو ارتفاعِ فقط چند متریِ بالای زمین. این یه آزمایشِ واقعی بود، نه یه تمرین، و کسی که اونجا ایستاده بود و مستقیم تماشا می‌کرد، رابرت کِنِدی (Robert Kennedy) بود؛ برادرِ رئیس‌جمهورِ وقتِ آمریکا. حضورِ اون تو اون لحظه نشون می‌ده این آزمایش چقدر برای سطحِ بالای دولت اهمیت داشته؛ نمی‌خواستن فقط رو کاغذ بدونن این سلاح چیکار می‌کنه، می‌خواستن از نزدیک ببینن.

هفدهمِ ژوئیه‌ی ۱۹۶۲، فقط یک بار، یکی از این کلاهک‌ها واقعاً شلیک شد؛ هجده تن، تو ارتفاعِ چند متریِ زمین.

با این‌حال، دِیوی کِراکِت هنوز کوچیک‌ترینِ ماجرا نبود؛ فقط آخرین حلقه‌ی یه مسیرِ طولانی‌تر بود که چند سال زودتر شروع شده بود.

نُه سال قبل‌تر، گلوله‌ای که از دهانه‌ی یه توپ بیرون اومد

نُه سال قبل از آزمایشِ دِیوی کِراکِت، آمریکا کارِ عجیب‌تری کرده بود: یه گلوله‌ی توپِ اتمی شلیک کرده بود. اینِ ماجرا به نوادا و سالِ ۱۹۵۳ برمی‌گرده. قدرتِ اون گلوله پونزده کیلوتن بود، یعنی تقریباً هم‌اندازه‌ی بمبِ هیروشیما، ولی این‌بار از دهانه‌ی یه توپِ معمولی شلیک شده بود، نه از یه هواپیما. این هنوز هم تنها گلوله‌ی اتمی‌ایه که تو کلِ دنیا از یه توپ شلیک شده؛ یعنی هیچ کشورِ دیگه‌ای همچین کاری رو تکرار نکرده. وقتی این رو کنارِ دِیوی کِراکِت می‌ذاریم، می‌بینیم که آمریکای دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ میلادی داشت روی طیفِ کاملی از سلاح‌های اتمیِ کوچیک آزمایش می‌کرد؛ از گلوله‌ی توپ گرفته تا کلاهکِ سه‌نفره‌ای که با جیپ حمل می‌شد.

چرا جمعش کردن

هیچ‌کدومِ این سلاح‌ها امروز دیگه فعال نیستن. دِیوی کِراکِت سالِ ۱۹۷۱ به‌طور رسمی از رده خارج شد. دلیلش هم روشنه؛ وقتی سلاحِ اتمی می‌ره دستِ یه گروهِ کوچیک، تصمیمِ استفاده ازش هم می‌ره پایین. یعنی دیگه لازم نیست فرماندهیِ بالا تصمیم بگیره؛ یه تیمِ سه‌نفره تو خطِ مقدم می‌تونه این تصمیم رو بگیره. همین کاهشِ سطحِ کنترل، آمریکا رو به این نتیجه رسوند که نگه‌داشتنِ همچین سلاحی خطرش از فایده‌ش بیشتره.

این، تهِ کوچیکِ ماجرای بمبِ اتمی بود؛ جایی که سلاحِ هسته‌ای انقدر کوچیک شد که با یه جیپ جابه‌جا می‌شد و با یه توپِ معمولی شلیک می‌شد. چیزی که قطعیه اینه که این سلاح‌ها واقعاً ساخته و حتی شلیک شدن، و امروز دیگه هیچ‌کدومشون تو خدمت نیستن. اما اون سرِ دیگه‌ی این ماجرا، بمبی بود که به‌جای کوچیک بودن، خودش یه بمبِ دیگه رو روشن می‌کرد؛ قصه‌ای که اندازه‌ش با هر چیزی که تا اینجا دیدیم فرق داره.

بمبِ اتمی‌ای که سه نفر با یه جیپ می‌بردنش | بمب اتمی ۱/۳

قصه‌های مرتبط