شهری در ایران که گرجی حرف میزنه؛ وقتی برگشتن گرجستان چی شد؟ — فریدونشهر
فریدونشهر، شهری در استانِ اصفهان که هنوز گرجی حرف میزنه، و خانوادههایی که سالِ پنجاه و یک رفتن گرجستان.

یه شهر تو دلِ زاگرس، صد و پنجاه کیلومتری غربِ اصفهان هست که اسمش رو خیلی از ایرانیها نشنیدن، ولی مردمش بینِ خودشون یه اسمِ دیگه براش دارن: مارتقوپی، اسمِ یه روستا نزدیکِ تفلیس. بالای مغازههاش، زیرِ نوشتهی فارسی، یه خطِ دیگه هم هست که بیشترِ ما حتی نمیتونیم بخونیمش. و سالِ ۱۳۵۱ خورشیدی (۱۹۷۲ میلادی)، چند تا خانواده از همین شهر بار و بندیلشون رو بستن و رفتن به همون کشوری که این زبون و این خط ازش اومده بود؛ ولی چیزی که اونجا دیدن، اصلاً چیزی نبود که فکرش رو کرده باشن. این قصهی فریدونشهره؛ اینکه چطور یه زبون تونست چهارصد سال زنده بمونه، دقیقاً همونجایی که همهجای دیگه مرده بود.
یک شهر با دو خط
فریدونشهر امروز یه شهرِ کوچیکه، حدودِ سیزده هزار و ششصد نفر جمعیت طبق سرشماری، که میگن بلندترین شهرِ ایرانه، جایی حدودِ دو هزار و پانصد متر بالای سطحِ دریا. اسمِ رسمیش فریدونشهره، ولی مردمش هنوز بهش میگن مارتقوپی. روستاهای دورش هم اسمهای دوتایی دارن: سیبک که به گرجی میشه واشلووانی، چغیورت که همون چغورتیِ محلهای در تفلیسه، و افوس که به گرجی روئیسپیری صداش میکنن. سیبک و واشلووانی هر دو از کلمهی «سیب» میان، هرچند این به این معنی نیست که یکی ترجمهی اون یکیه؛ فقط دو تا زبون یه چیزِ مشترک رو دیدن. روی مغازههای این شهر و روستاها، زیرِ نوشتهی فارسیِ «عسلِ طبیعی» یا «موبایل»، یه خطِ الفبای گرجی هم نوشته شده؛ همون چیزی که وقتی از خیابونهاش رد بشی، اول چیزی که چشمت رو میگیره همینه.

کوچی که شاه عباس دستور داد
قصه به حدودِ چهارصد سال پیش برمیگرده، به لشکرکشیهای شاه عباسِ یکم به کاختی، در شرقِ گرجستان، بینِ سالهای ۱۶۱۴ تا ۱۶۱۷ میلادی. تیمورازِ یکم، پادشاهِ کاختی، از شاه عباس بریده بود، و شاه هم برای سرکوبِ این شورش چند بار به اون منطقه لشکر کشید. اسکندربیگ منشی، تاریخنویسِ دربارِ شاه عباس، نوشته که تو یکی از این لشکرکشیها صد و سی هزار گرجی رو به ایران کوچ دادن؛ یه منبعِ دیگهی همون دوره عددِ دویست هزار رو میده، ولی رقمِ اسکندربیگ منشی معروفتره. گرجیهای زیادی رو همین کوهستانِ فریدان آوردن، جایی بیش از هزار کیلومتر دور از خونهشون. یه روایت میگه اونا رو اینجا مستقر کردن که از راهِ اصفهان در برابرِ حملهی ایلها نگهبانی کنن، هرچند دلیلِ دقیقِ انتخابِ این نقطه هنوز جای بحث داره. گرجیها تو دربار و ارتشِ صفوی هم همهجا بودن؛ پیترو دلاواله، جهانگردِ ایتالیایی، نوشته حدودِ سی هزار گرجی تو ارتشِ شاه عباس بودن، و انگلبرت کمپفر، جهانگردِ آلمانی، تو دههی ۱۶۸۰ حدودِ بیست هزار گرجی رو تو اصفهان دیده بود.

زبانی که همهجا خاموش شد جز اینجا
گرجیها رو فقط به فریدان نیاوردن؛ تو مازندران، خراسان، فارس و دزفول هم کوچشون دادن. ولی تقریباً همهجای دیگه، زبونشون کمکم خاموش شد. تو مازندران، تنها چیزی که از اونها مونده اسمِ چند تا روستاست، مثلِ گرجیمحله و گرجیکلا. تو آبادیِ عباسآباد، بینِ شاهرود و سبزوار، که یه کلونیِ دیگهی گرجیهای صفوی بود، ولادیمیر مینورسکیِ خاورشناس سالِ ۱۹۳۴ رفته بود سراغشون و فقط یه پیرزنِ خیلی پیر رو پیدا کرده بود که یه کم گرجی یادش مونده بود. تو دزفول هم یه کلونیِ گرجی تا حدودِ ۱۸۹۰ میلادی هنوز گرجی حرف میزد، ولی امروز هیچ اثری ازش نیست. بعضی از گرجیهای اسپاس هم رفتهرفته جذبِ ایلِ قشقایی شدن و حتی زبونشون ترکی شد. اما تو کوهستانِ فریدان، همونجایی که همهچیز باید مثلِ بقیهی جاها فراموش میشد، زبون تو خونهها موند، مادر به بچه یاد داد، نسل به نسل، چهارصد سال.
گرجیِ فریدونی؛ چیزی بینِ دو زبان
اولین کسی که بهطورِ علمی رفت سراغِ این زبون، آرنولد چیکوباوا، زبانشناسِ گرجی بود که سالِ ۱۹۲۷ اولین بررسیِ زبانشناختیِ این گویش رو منتشر کرد. مقالهی دمترآشویلی و دونداوا، پژوهشگرانِ دانشگاهِ ایلیا، نشون میده این گویش یه سری ویژگی از گرجیِ قرنِ هفدهمِ کاختی رو نگه داشته که تو خودِ کاختی از بین رفته. یه چیزِ جالبتر اینه که فارسی هم قاطیِ این گرجی شده: مثلاً برای «دلم تنگه» میگن «گولی تانگی»، ترکیبی از کلمهی گرجیِ «دل» و کلمهی فارسیِ «تنگ». پیشتر پیشبینی میشه یه گرجیِ امروزی هم بهزحمت این گویش رو بفهمه، هرچند بعضی منابع میگن با گویشهای شرقِ گرجستان قابلِ فهمه؛ این نکته هنوز محلِ اختلافه. تعدادِ دقیقِ کسانی که امروز این زبون رو حرف میزنن هم معلوم نیست؛ رقمها از چند هزار تا بیش از صد هزار نفر فرق میکنه، ولی چیزی که مطمئنیم اینه که هنوز هزاران نفر، تو خودِ فریدونشهر و دهدوازده تا روستای اطرافش، این زبون رو حرف میزنن.

برگشتن به گرجستان، سالِ پنجاه و یک
سالِ ۱۳۵۱ خورشیدی، چند تا خانواده از فریدونشهر تصمیم گرفتن برن به همون سرزمینی که اجدادشون سیصد و پنجاه سال پیش ازش اومده بودن. اونا رو تو آخاشنی، تو منطقهی گورجائانیِ کاختی، اسکان دادن. اما مردمِ اونجا بهشون به چشمِ غریبه نگاه کردن؛ برای اونها این تازهرسیدهها ایرانی بودن، نه گرجی، همون گرجی بودنی که چهارصد سال بالای کوههای فریدان نگهش داشته بودن، اونجا به کارشون نیومد. بیشترِ اون خانوادهها خواستن برگردن، و طبق گزارشهای سالِ ۲۰۰۸، از اون گروه فقط سه خانواده هنوز اونجا مونده بودن. بعدها رابطهی بینِ فریدونیها و گرجستان به شکلِ دیگهای ادامه پیدا کرد: سالِ ۲۰۰۴ ساآکاشویلی، رئیسجمهورِ گرجستان، به فریدونشهر سر زد، و سالهای بعد هم سفیر و رئیسِ پارلمانِ گرجستان از اونجا دیدن کردن. یه زنِ فریدونی تعریف میکنه مادرش یه بار به یه ابرِ رهگذر گفته بود: «ابر، کجا داری میری، شاید از روی کوههای گرجستان هم رد بشی؟» این جمله سالِ ۲۰۲۶ عنوانِ یه نمایشگاهِ عکس از ناتلا گریگالاشویلی، عکاسِ گرجی، دربابِ همین خانوادهها شد.

چی قطعیه و چی نه
چیزی که قطعیه اینه که فریدونشهر و روستاهای اطرافش، بازماندهی همون کوچِ اجباریِ گرجیها به دستِ شاه عباسِ یکم تو قرنِ هفدهم هستن، و اینکه این زبون همهجای دیگهی ایران خاموش شد ولی اینجا موند. داستانِ سالِ ۱۳۵۱ و برگشتِ ناکامِ چند خانواده به کاختی هم با گزارشهای چندین منبع تأیید شده. اما خیلی چیزها هنوز روشن نیست: تاریخِ دقیقِ اولین اسکانِ گرجیها در فریدان (بعضی منابع ۱۶۰۳ تا ۱۶۰۵ رو هم میگن)، تعدادِ دقیقِ کسانی که امروز این زبون رو بلدن، و اینکه دقیقاً چرا مردمِ آخاشنی اون خانوادهها رو غریبه دونستن. چیزی که میمونه یه شهر بالای کوههای زاگرسه که هنوز، روی مغازههاش، دو تا خط کنارِ همن؛ یکی از جایی که اجدادش ازش اومدن، یکی از جایی که خونهشون شده.
منابع
- iranicaonline.org/articles/georgia-vii/ (Matthee: Eskandar Beg's 130,000; Georgians in the Safavid state)
- iranicaonline.org/articles/georgia-iv-2/ (Oberling: Fereydan, Mazandaran, Abbasabad 1934, Aghniashvili's count)
- cambridge.org/core/journals/iranian-studies/article/abs/georgian-langu
- neg.iliauni.edu.ge/index.php/journal/article/download/204/287/451 (Demetrashvili & Dundua: features lost in Kakheti; *guli tangi*)
- humanrights.ge/index.php?a=main&lang=eng&pid=10715 (1972 resettlement in Akhasheni; most returned)
- georgiatoday.ge/natela-grigalashvili-to-open-fereydani-georgians-exhib (the mother and the cloud)


