دو ثانیه. این قدیمیترین فیلمی است که باقی مانده — هفت سال قبل از برادران لومیر.
میدونستی قدیمیترین فیلمِ دنیا فقط دو ثانیهست؟

قدیمیترین فیلمِ باقیموندهی دنیا فقط دو ثانیه طول میکشه. نه داستانی داره، نه بازیگری، نه حتی صدایی؛ فقط چهار نفر توی یه باغ راه میرن، دوربین میچرخه، و تموم میشه. با اینحال همین دو ثانیه هفت سال از شبی جلوتره که توی کتابها بهعنوانِ شبِ تولدِ سینما ثبت شده، و مردی که گرفتتش، یه اسمیه که امروز خیلی کم کسی میشناستش.
چهار نفر توی یک باغ
پاییزِ ۱۸۸۸، توی شهرِ لیدزِ انگلستان، یه دوربین چهار نفر رو ضبط کرد که دارن توی یه باغ راه میرن. تصویر روی قابِ چهار به سه گرفته شده، همون نسبتِ استانداردِ دوربینهای اون دوره، و کلِ ماجرا با سرعتِ هفت فریم بر ثانیه ثبت شده؛ خیلی کندتر از سرعتِ سی فریمی که سینمای بعدی بهعنوانِ استاندارد پذیرفت. برای همین اگه نسخهی خامِ اصلی رو ببینی، حرکتها بریدهبریده و لرزون بهنظر میرسن، نه نرم؛ انگار خراب شده، نه اینکه قدیمیست. نسخههایی که امروز اغلب میبینیم، با میانیابیِ حرکت از هفت فریم به سی فریم رسونده شدن تا حرکتها طبیعیتر جلوه کنه؛ اما خودِ قابها، خودِ همون چهار آدمِ توی باغ، دستنخورده مونده.

مردی که این تصویر رو گرفت
مردی که این دوربین رو ساخت و این چند لحظه رو ضبط کرد، لویی لوپرنس بود؛ یه مهندسِ فرانسوی که سالها روی ایدهی ضبطِ تصویرِ متحرک کار میکرد. دستگاهی ساخته بود با یک لنز و یک نوار؛ همون اصلِ سادهای که بعدها کلِ سینمای مدرن روش بنا شد. یک عدسی نور رو میگرفت، و یک نوار تصویرها رو پشتِ سرِ هم ثبت میکرد. این کار هفت سال قبل از شبی اتفاق افتاد که امروز بهعنوانِ تولدِ سینما میشناسیمش؛ یعنی وقتی هنوز اسمِ برادران لومیر جایی مطرح نبود، لوپرنس از قبل تصویرِ متحرک ضبط کرده بود.

خانوادهای جلوی دوربین
آدمهایی که توی اون باغ راه میرفتن، غریبه نبودن؛ خانوادهی خودِ لوپرنس بودن. همین نکته باعث میشه این فیلم یه یادگارِ خانوادگی هم باشه، نه فقط یه آزمایشِ فنی. اما ده روز بعد از این ضبط، یکی از همون آدمها -مادرزنش، سارا ویتلی- از دنیا رفت. یعنی از اولین انسانهایی که تا اونروز یه دوربین ضبطشون کرده بود، یکیشون تا ده روز بعد دیگه زنده نبود؛ جزئیاتی که این دو ثانیه رو از یه آزمایشِ ساده به یه سندِ غمانگیز تبدیل میکنه.

ناپدید شدن روی یک قطار
دو سال بعد از این ضبط، لوپرنس تصمیم گرفت دوربینش رو رسماً ثبت کنه. شونزدهمِ سپتامبرِ ۱۸۹۰، توی شهرِ دیژونِ فرانسه سوارِ قطاری شد که مقصدش پاریس بود. قطار به پاریس رسید، ولی لوپرنس توش نبود. نه جسدی پیدا شد، نه چمدونی، نه هیچ ردی از اینکه چی سرش اومده. پلیسِ فرانسه و اسکاتلندیارد سالها دنبالِ سرنخ گشتن، ولی پرونده هیچوقت بسته نشد و تا امروز هم معلوم نیست دقیقاً چه اتفاقی افتاده.

پنج سال بعد، شب تولد سینما
پنج سال بعد از ناپدید شدنِ لوپرنس، برادران لومیر توی پاریس یه نمایشِ عمومی از فیلمهاشون برگزار کردن، و همون شب توی تاریخ بهعنوانِ شبِ تولدِ سینما ثبت شد. اسمی که امروز وقتی حرف از اختراعِ سینما میشه اول به ذهن میاد، اسمِ لومیرهاست، نه لوپرنس. با اینحال فیلمی که لوپرنس هفت سال زودتر گرفته بود از بین نرفت؛ همون تصویرِ چهار نفر توی باغ، هنوز باقی مونده و امروز بهعنوانِ قدیمیترین فیلمِ دنیا شناخته میشه.
چی قطعیست، چی نه
اینکه لوپرنس این فیلم رو توی پاییزِ ۱۸۸۸ توی لیدز ضبط کرده، و اینکه این هفت سال قبل از نمایشِ لومیرهاست، بخشیه که مستند مونده و امروز پذیرفتهشدهست. آدمهای توی تصویر خانوادهی خودش بودن، و مرگِ مادرزنش ده روز بعد هم واقعیتی ثبتشدهست. اما بخشی که هیچکس هنوز جوابِ قطعی براش نداره، سرنوشتِ خودِ لوپرنسه؛ اینکه چرا و چطور بینِ دیژون و پاریس از قطار ناپدید شد، هنوز یه معما مونده و پروندهاش هیچوقت بسته نشده. همین معما باعث شده اسمی که امروز بهعنوانِ پدرِ سینما میشناسیم، اسمِ کسی نباشه که واقعاً اولینبار این کار رو کرد؛ ولی خودِ فیلم، همون دو ثانیه، هنوز هست و هنوز قابلِ دیدنه.
قصههای مرتبط


