کنجکاویاقصه‌ی امروز
قصه‌ها › بدن و ذهن

چرا وقتی گشنه‌ای زود عصبانی می‌شی؟

چرا وقتی گشنه‌ای، سرِ هیچی از کوره درمی‌ری؟ 😤🍽️ 🔊 با صدا ببین

۲ مرداد ۱۴۰۵شورت · ۰:۳۹۴ دقیقه خوندن
چرا وقتی گشنه‌ای زود عصبانی می‌شی؟

وقتی گشنه‌ای و یکی یه حرفِ کوچیک می‌زنه، چرا یهو از کوره درمی‌ری؟ خودت هم بعدش تعجب می‌کنی که آخه این چه واکنشی بود، سرِ هیچی. جوابش رو معمولاً می‌ندازیم گردنِ اخلاق و خلق‌وخو؛ می‌گیم امروز حوصله ندارم، یا می‌گیم طرفم زیادی حساسه. اما ماجرا اصلاً به اخلاق ربط نداره؛ به یه چیزِ خیلی ساده‌تر برمی‌گرده: قندِ خون.

مغز برای کار کردن به قند نیاز داره

مغزِ آدم، برخلافِ خیلی از اندام‌های دیگه‌ی بدن، تقریباً همه‌ی انرژیش رو از قندِ خون می‌گیره. یعنی هر فکری که می‌کنی، هر تصمیمی که می‌گیری، هر بارِ که جلوی خودت رو می‌گیری که یه حرفِ تندی نزنی، پشتِ همه‌ش سوختِ قند هست. وقتی مدتی چیزی نمی‌خوری، این قند کم‌کم افت می‌کنه. بدنت دیگه اون سوختِ همیشگی رو به مغز نمی‌رسونه، و مغز مجبور می‌شه با انرژیِ کمتر کار کنه.

نتیجه‌ی این کمبود اینه که مغز دیگه اون‌طور که باید و شاید، کارآمد نیست. همون‌طور که موبایل با باتریِ ده درصد کندتر کار می‌کنه و بعضی اپ‌ها رو حتی می‌بنده تا انرژی صرفه‌جویی کنه، مغزِ گرسنه هم شروع می‌کنه به اولویت‌بندی. و بدِ ماجرا اینجاست که یکی از اولین چیزهایی که کنار گذاشته می‌شه، دقیقاً همون بخشیه که باید جلوی رفتارهای تندت رو بگیره.

بخشی که جلوی عصبانیت رو می‌گیره، خودش ضعیف می‌شه

مغزِ آدم یه سیستمِ کنترل داره که کارش اینه جلوی واکنش‌های آنیِ ما رو بگیره. همون چیزیه که باعث می‌شه وقتی عصبانی می‌شی، به‌جای داد زدن، نفس عمیق بکشی، یا به‌جای جوابِ تند، سکوت کنی. این سیستمِ کنترل، خودش هم به انرژیِ زیادی نیاز داره تا فعال بمونه. حالا وقتی قندِ خون پایین میاد، دقیقاً همین بخش اولین جاییه که ضربه می‌خوره و ضعیف می‌شه.

یعنی وقتی گشنه‌ای، اون فیلتری که معمولاً جلوی واکنش‌های تندت رو می‌گیره، دیگه اون‌قدر قوی نیست. حسّت رو داری، فکرت رو داری، اما اون بخشی که باید بهت بگه «بس کن، این‌قدر واکنش نده»، خودش کم‌جون شده. برای همین چیزهایی که تو حالتِ عادی اصلاً بهشون توجه نمی‌کردی، یهو غیرقابل‌تحمل به نظر می‌رسن.

بدن هم هورمونِ استرس ترشح می‌کنه

اما ماجرا فقط به ضعیف‌شدنِ کنترل ختم نمی‌شه. بدن وقتی می‌فهمه انرژیش کم شده، این وضعیت رو یه‌جور تهدید می‌بینه. برای همین شروع می‌کنه به ترشحِ هورمونِ استرس. این هورمون همون چیزیه که تو موقعیت‌های خطرناک هم ترشح می‌شه؛ همون چیزی که باعث می‌شه قلبت تندتر بزنه و بدنت آماده‌ی واکنش بشه.

حالا فکرش رو بکن: از یه طرف مغزت کم‌انرژی شده و کنترلش ضعیف‌تره، از طرفِ دیگه بدنت داره هورمونِ استرس پمپاژ می‌کنه که خودش باعثِ حالتِ آماده‌باش و تحریک‌پذیری می‌شه. این دو تا با هم که جمع بشن، نتیجه‌ش می‌شه یه آدمی که با کوچیک‌ترین محرک، منفجر می‌شه. یه شوخیِ ساده، یه سؤالِ بی‌ربط، یا حتی یه نگاهِ اشتباه، کافیه که همه‌چی رو به‌هم بریزه.

اسمِ این حالت هست «هَنگری»

برای همینِ ترکیبِ گشنگی و عصبانیت، یه اسمِ خاص هم ساختن: «هَنگری» (hangry)، ترکیبی از دو کلمه‌ی «گرسنه» (hungry) و «عصبانی» (angry). این اسم دقیقاً همون حالتی رو توصیف می‌کنه که همه‌مون حداقل یه بار تجربه‌ش کردیم؛ همون لحظه‌ای که هنوز نفهمیدی چقدر گرسنه‌ای، ولی همه‌چی داره اعصابت رو خرد می‌کنه.

پس دفعه‌ی بعد یکی بداخلاق شد، یه چیزی بهش بده بخوره

این جمله شاید ساده به نظر برسه، اما دقیقاً همون نکته‌ی اصلیه. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم یه نفر ذاتاً بداخلاقه یا امروز روحیه‌ش بده، در حالی که شاید فقط چند ساعته چیزی نخورده. مغزش داره با کمبودِ سوخت دست‌وپنجه نرم می‌کنه، و ما داریم رفتارش رو به شخصیتش نسبت می‌دیم.

پس چی‌کار کنیم؟

نکته‌ی جالب اینجاست که راه‌حلش هم به همون سادگیِ خودِ مشکله. وقتی می‌بینی خودت یا یکی دیگه بی‌دلیل داره تند می‌شه، اول از همه چک کن آخرین باری که چیزی خورده کی بوده. خیلی وقت‌ها یه لقمه‌ی کوچیک، همون قندِ خون رو برمی‌گردونه و اون سیستمِ کنترل دوباره فعال می‌شه. دیگه لازم نیست منتظر بمونی تا بحث بالا بگیره؛ همون یه تیکه غذا کافیه که همه‌چی آروم بشه.

این یعنی خیلی از دعواها و بداخلاقی‌هایی که فکر می‌کنیم ریشه‌ی روانی یا شخصیتی دارن، شاید فقط ریشه‌شون تو یه معده‌ی خالی باشه. البته این حرف به این معنا نیست که هر عصبانیتی فقط به گرسنگی برمی‌گرده؛ اما وقتی می‌بینی واکنشت به یه چیزِ کوچیک، خیلی بزرگ‌تر از چیزیه که باید باشه، ارزش داره اول از خودت بپرسی: آخرین بار کی چیزی خوردم؟

چیزی که قطعیه اینه که قندِ خونِ پایین، مستقیماً روی توانِ مغز برای کنترلِ واکنش‌ها اثر می‌ذاره، و ترکیبِ این ضعف با ترشحِ هورمونِ استرس، همون چیزیه که اسمش رو گذاشتن «هَنگری». چیزی که شاید هنوز کامل روشن نباشه اینه که این حالت تو همه‌ی آدم‌ها دقیقاً به یه شکل و با یه شدت اتفاق می‌افته یا نه؛ ولی حسّش رو همه‌مون کم‌وبیش تجربه کردیم. تو گشنه که می‌شی، بداخلاق می‌شی؟

چرا وقتی گشنه‌ای زود عصبانی می‌شی؟

قصه‌های مرتبط