کنجکاویاقصه‌ی امروز
قصه‌ها › اشیا و ریشه‌ها

مایکروویو رو یه شکلاتِ آب‌شده لو داد

مایکروویوی آشپزخونه‌ت از یه سلاحِ جنگی اومده 📡 🔊 با صدا ببین

۱۴ مرداد ۱۴۰۵شورت · ۰:۵۸۴ دقیقه خوندن
مایکروویو رو یه شکلاتِ آب‌شده لو داد

مایکروویویی که هر روز توش غذا رو گرم می‌کنی، از دلِ یه آزمایشگاهِ نظامی دراومده؛ جایی که قرار نبود کسی به فکرِ پختنِ غذا باشه. اونجا داشتن رو رادار کار می‌کردن، یعنی تکنولوژی‌ای که برای ردیابیِ هواپیما و کشتی تو جنگ ساخته شده بود. اما یه اتفاقِ کوچیک، یه لحظه‌ی غیرمنتظره تو جیبِ یه مهندس، مسیرِ این وسیله رو کامل عوض کرد. سؤال اینه که چطور یه چیزِ کاملاً نظامی، سر از آشپزخونه‌ی همه‌ی خونه‌ها درآورد؟

شروع، تو یه کارخونه‌ی رادار

سالِ ۱۹۴۵ بود. مهندسی به اسمِ پرسی اسپنسر (Percy Spencer) تو یه کارخونه‌ای کار می‌کرد که رادار می‌ساخت. اون روزها رادار یه تکنولوژیِ تازه و مهم بود، چون تو جنگ ازش برای پیدا کردنِ هواپیما و کشتی استفاده می‌شد. اسپنسر جلوی یه لوله‌ی رادارِ روشن وایساده بود؛ یعنی دقیقاً جلوی چیزی که موج‌های خیلی قوی از خودش ساطع می‌کرد. نه قرار بود آزمایشی انجام بده، نه دنبالِ کشفی می‌گشت. فقط داشت کارِ روزمره‌ش رو می‌کرد.

شکلاتی که لو داد

یهو اسپنسر حس کرد جیبش خیس شده. دستش رو کرد تو جیبش و دید یه تیکه شکلات که همراهش داشته، آب شده. اینجا نکته‌ی مهم اینه که خیلیا اگه جای اسپنسر بودن، احتمالاً همین‌جوری از کنارش رد می‌شدن و می‌گفتن گرمه، یا شکلات خودش آب شده، یا هر توضیحِ ساده‌ی دیگه. اما اسپنسر همین‌طوری نگذشت. اون به این فکر کرد که شاید این ماجرا ربطی به همون لوله‌ی رادار داشته باشه که جلوش وایساده بود.

آزمایش با ذرت و تخم‌مرغ

فردای اون روز، اسپنسر یه مشت دونه‌ی ذرت آورد و گذاشت جلوی همون لوله‌ی رادار. چیزی که دید، تأییدِ حدسش بود؛ ذرت‌ها شروع کردن به ترکیدن. یعنی همون لحظه، بدونِ اینکه قصدش رو داشته باشه، اولین غذایی که با امواجِ مایکروویو پخته شد، پاپ‌کورن بود. بعد اسپنسر یه قدم جلوتر رفت و یه تخم‌مرغ رو هم جلوی لوله گذاشت.

این بار نتیجه اونقدرا آروم نبود؛ تخم‌مرغ منفجر شد و ترکید تو صورتِ یکی از همکارهاش. همون لحظه بود که اسپنسر فهمید چه چیزِ بزرگی دستشه. یه تکه شکلاتِ آب‌شده و یه تخم‌مرغِ ترکیده، کافی بود تا بفهمه این موج‌ها می‌تونن غذا رو از داخل گرم کنن، نه فقط از بیرون مثلِ اجاق‌های معمولی.

اولین چیزی که با مایکروویو پخته شد، پاپ‌کورن بود.

از یه کشفِ اتفاقی تا اولین دستگاه

بعد از این ماجراها، همون کارخونه اولین مایکروویوی دنیا رو ساخت. اما این دستگاهِ اولیه هیچ شباهتی به چیزی که الان تو آشپزخونه‌هاست نداشت. قدش تقریباً به اندازه‌ی یه آدم بود، یعنی یه جعبه‌ی غول‌پیکر که تو هیچ آشپزخونه‌ی معمولی جا نمی‌شد. قیمتش هم به اندازه‌ی یه ماشین بود؛ یعنی از همون اول، یه وسیله‌ی لوکس و گرون بود، نه یه وسیله‌ی خانگیِ در دسترس.

به همینِ خاطر، این دستگاه اولش نه تو خونه‌ها، بلکه احتمالاً تو محیط‌های صنعتی یا خاص استفاده می‌شد. فاصله‌ی زیادی بود بینِ ساختنِ اولین نمونه و رسیدنش به یه وسیله‌ی خانگی که هرکسی بتونه بخره و تو آشپزخونه‌ش بذاره.

بیست سال فاصله تا آشپزخونه‌ها

طبقِ همون روایت، حدودِ بیست سال طول کشید تا مایکروویو از اون جعبه‌ی گرون و بزرگِ صنعتی، تبدیل بشه به وسیله‌ای که بشه تو خونه‌های معمولی ازش استفاده کرد. این یعنی بینِ اون لحظه‌ی شکلاتِ آب‌شده تو سالِ ۱۹۴۵ و روزی که مردمِ عادی تونستن مایکروویو رو تو آشپزخونه‌شون بذارن، یه فاصله‌ی طولانی وجود داشته. تو این مدت، احتمالاً تکنولوژی باید کوچیک‌تر، ارزون‌تر و امن‌تر می‌شده تا بشه اونو به یه وسیله‌ی خانگی تبدیل کرد؛ هرچند جزئیاتِ دقیقِ این مسیر تو متنِ اصلی گفته نشده.

نکته‌ای که اینجا باید بهش توجه کرد اینه که خودِ فناوریِ مایکروویو، یعنی همون موجی که باعثِ گرم‌شدنِ شکلات شد، محصولِ تحقیقاتِ نظامی برای رادار بود. یعنی هدفِ اولیه اصلاً ربطی به پختن یا گرم‌کردنِ غذا نداشت. کاربردِ آشپزی‌ش، کاملاً یه اتفاقِ جانبی و ناخواسته بود که از دلِ یه پروژه‌ی کاملاً متفاوت بیرون اومد.

چی قطعیه، چی نه

اون چیزی که از این ماجرا روشنه اینه که همه‌چی از یه لحظه‌ی کوچیک شروع شد؛ یه تیکه شکلات که تو جیبِ یه مهندس، جلوی یه لوله‌ی رادار، آب شد. اسپنسر به‌جای رد شدن از کنارِ این اتفاق، دنبالِ دلیلش گشت، و همین کنجکاوی بود که به آزمایش با ذرت و بعد تخم‌مرغ رسید. از دلِ همین آزمایش‌ها، اولین مایکروویوی دنیا ساخته شد؛ دستگاهی بزرگ و گرون که هیچ شباهتی به نسخه‌ی امروزیش نداشت.

چیزی که کمتر روشنه، جزئیاتِ دقیقِ مسیریه که این دستگاه از یه محصولِ صنعتیِ گرون‌قیمت، به یه وسیله‌ی معمولیِ خانگی تبدیل شد؛ چون همه‌چی که داریم اینه که این اتفاق حدودِ بیست سال طول کشیده، بدونِ اینکه بدونیم دقیقاً چه مراحلی طی شده. اما یه چیز مسلمه: هر بار که یه غذا رو تو مایکروویو می‌ذاری، داری از یه تکنولوژیِ جنگی استفاده می‌کنی که به‌خاطرِ یه تیکه شکلاتِ آب‌شده، مسیرش کاملاً عوض شد.

مایکروویو رو یه شکلاتِ آب‌شده لو داد

قصه‌های مرتبط