کنجکاویاقصه‌ی امروز
قصه‌ها › تاریخ جهان

ماسکِ معروفِ طاعون، سیصد سال دیر رسید

این ماسک، سیصد سال دیر رسید 🦠 🔊 با صدا ببین

۲۵ مرداد ۱۴۰۵شورت · ۱:۲۸۴ دقیقه خوندن
ماسکِ معروفِ طاعون، سیصد سال دیر رسید

وقتی حرفِ طاعونِ سیاه وسط میاد، یه تصویرِ ثابت میاد تو ذهنِ همه: یه شنلِ بلندِ سیاه، یه کلاه، و یه ماسکِ عجیب با نوکِ درازِ شبیهِ منقارِ پرنده. این تصویر انقدر تو فیلم‌ها و کتاب‌ها تکرار شده که انگار خودِ نمادِ طاعونِ سیاهه. ولی سؤالِ ساده‌ای که کمتر کسی می‌پرسه اینه: این ماسک واقعاً همون موقعی که طاعون اروپا رو می‌سوزوند رو صورتِ پزشک‌ها بود؟ جواب نه فقط منفیه، بلکه فاصله‌ش با واقعیتِ تاریخی سیصد ساله؛ یه فاصله‌ی به این بزرگی که کمتر جایی درباره‌ش حرف زده می‌شه.

طاعونی که نصفِ اروپا رو کشت

طاعونِ سیاه سالِ ۱۳۴۸ میلادی به اروپا رسید و تو فاصله‌ی چند سالِ کوتاه، شاید نصفِ جمعیتِ قاره رو از بین برد. شهرها خالی شدن، خانواده‌ها از هم پاشیدن، و کسی نمی‌دونست این دشمنِ نامرئی از کجا سر و کله‌ش پیدا شده. اون زمان، پزشکی هنوز راه درازی تا فهمِ سازوکارِ بیماری داشت؛ خیلی چیزا حدس و گمان بود، نه دانشِ اثبات‌شده. همین ندونستن بود که بعدها، نسل‌های بعد رو به سمتِ باورها و تصویرهایی کشوند که هیچ ربطی به طاعونِ سیاهِ اصلی نداشتن؛ از جمله همون ماسکِ نوک‌دارِ معروف.

ماسکی که سیصد سال دیر رسید

اون ماسک، برخلافِ چیزی که همه فکر می‌کنن، اصلاً مالِ قرنِ چهاردهم نیست. مالِ قرنِ هفدهمه؛ یعنی حدودِ سیصد سال بعد از اوجِ طاعونِ سیاهِ اصلی. طراحش یه پزشکِ فرانسوی بود که بر اساسِ دانشِ زمانِ خودش، یه سر تا پا لباسِ محافظتی طراحی کرد: شنلِ بلند، دستکش، و همون ماسکِ نوک‌دار. این طرح برای موج‌های بعدیِ طاعون بود، موج‌هایی که تو قرن‌های بعد هم دست از سرِ اروپا برنداشتن، نه برای همون طاعونِ سیاهِ سالِ ۱۳۴۸. یعنی وقتی این ماسک ساخته شد، از اولین و مرگبارترین موجِ طاعون سه قرن گذشته بود.

منطقی که پشتِ اون نوکِ دراز بود

فکرِ اون پزشکِ فرانسوی این بود که بیماری از هوای بد و آلوده به بدن سرایت می‌کنه؛ این باور تو اون دوره خیلی رایج بود و پایه‌ی خیلی از تصمیم‌های پزشکیِ اون زمان بود. برای همین اون نوکِ درازِ ماسک رو پر می‌کردن از گیاهِ خشک، ادویه، و سرکه.

باور بر این بود که اگه هوای بد از میانِ این گیاه‌ها و بوهای تند رد بشه، پاک و بی‌خطر می‌شه.

این منطق تو اون زمان شاید قانع‌کننده به نظر می‌رسید، چون با چیزی که مردم می‌دیدن و حس می‌کردن جور در می‌اومد؛ بوی بد، بیماری، مرگ، همه با هم گره خورده بودن. ولی از پایه اشتباه بود و هیچ ربطی به دلیلِ واقعیِ بیماری نداشت.

چیزی که واقعاً بیماری رو منتقل می‌کرد

هیچ‌کدوم از اون گیاه‌ها، ادویه‌ها، و سرکه‌ها کارایی نداشتن، چون اصلاً بیماری از راهِ هوا منتقل نمی‌شد. طاعون از کک‌هایی می‌اومد که روی موش‌ها زندگی می‌کردن؛ موش‌ها ناقلِ اصلی بودن و کک‌ها با نیش زدن، بیماری رو از موش به آدم می‌رسوندن. این ارتباط تا مدت‌ها بعد از دورانی که اون ماسک طراحی شده بود هم شناخته نشده بود. پس نه‌تنها طاعونِ سیاهِ اصلی، که حتی همون ماسکِ قرنِ هفدهمی هم بر پایه‌ی یه فهمِ کاملاً غلط از بیماری ساخته شده بود؛ فهمی که سیصد سال بعد از اولین فاجعه هم هنوز اشتباه بود.

پزشک‌های واقعیِ طاعونِ سیاه

اون پزشک‌هایی که سالِ ۱۳۴۸ با طاعونِ سیاه روبه‌رو شدن، هیچ‌کدوم همچین ماسکی نداشتن. لباسِ معمولی می‌پوشیدن، بدونِ هیچ محافظِ خاصی، و مستقیم با بیمارها سروکار داشتن. خیلی‌هاشون هم دقیقاً مثلِ همون بیمارهایی که داشتن درمانشون می‌کردن، جونشون رو از دست دادن. این نکته به‌خوبی نشون می‌ده فاصله‌ی بینِ تصویرِ رایجی که همه تو ذهن دارن و واقعیتِ تاریخی چقدر زیاده؛ تصویری که به اسمِ نمادِ طاعونِ سیاه شناخته می‌شه، در واقع مالِ یه دورانِ کاملاً دیگه‌ست:

  • روایتِ رایج: پزشکانِ طاعونِ سیاه با شنلِ سیاه و ماسکِ نوک‌دار بیمارها رو معاینه می‌کردن.
  • واقعیتِ تاریخی: پزشکانِ سالِ ۱۳۴۸ لباسِ معمولی داشتن؛ اون ماسک سیصد سال بعد، برای موج‌های دیگه‌ی طاعون طراحی شد.

پس این تصویر از کجا موند؟

چیزی که قطعیه اینه: طاعونِ سیاهِ ۱۳۴۸ میلادی بدونِ ماسکِ نوک‌دار اتفاق افتاد، و اون ماسک محصولِ قرنِ هفدهم و تلاشِ یه پزشکِ فرانسوی برای مقابله با موج‌های بعدیِ بیماری بود. چیزی که هنوز تو ذهنِ عموم جا نیفتاده اینه که اون طرح هم جواب نداد، چون بر پایه‌ی همون باورِ غلطِ «هوای بد» ساخته شده بود، نه شناختِ واقعیِ کک و موش. پس هر بار که این تصویر رو جایی می‌بینیم، در واقع داریم یه شکستِ دیگه رو می‌بینیم؛ شکستِ تلاشی که سیصد سال دیر رسید و باز هم به هدف نخورد.

ماسکِ معروفِ طاعون، سیصد سال دیر رسید

قصه‌های مرتبط