کنجکاویاقصه‌ی امروز
قصه‌ها › تاریخ جهان

چیزی که از اهرام مصر می‌بینیم، اسکلتشه

عکسِ اهرام مصر رو همه دیدیم، ولی هیچ‌کدوم‌مون هرمِ واقعی رو ندیدیم 🏜️ 🔊 با صدا ببین

۲۱ مرداد ۱۴۰۵شورت · ۱:۰۵۴ دقیقه خوندن
چیزی که از اهرام مصر می‌بینیم، اسکلتشه

عکسِ اهرام مصر رو همه‌مون هزار بار دیدیم؛ توی کتاب درسی، توی فیلم‌های مستند، توی عکسِ گردشگرا. یه هرمِ سنگیِ خاکستری، پله‌پله، وسطِ بیابون. ولی اگه بگیم اون چیزی که همه‌مون دیدیم، اصلِ هرم نیست، فقط اسکلتشه، باور می‌کنین؟ پوستِ واقعیِ هرم رو کندن و بردن، و ما داریم به چیزی نگاه می‌کنیم که زیرِ اون پوست بوده.

هرمی که برق می‌زد

قصه از حدودِ چهار هزار و پونصد سال پیش شروع می‌شه، مصرِ باستان. هرمِ بزرگ رو با چیزی حدودِ دو میلیون تیکه سنگ می‌سازن؛ اما این توده‌ی عظیم قرار نبود همین‌جوری خشن و خاکستری بمونه. روش رو با یه لایه‌ی دیگه می‌پوشونن: سنگِ آهکِ سفیدِ صیقل‌خورده، از معدنِ تورا (Tura). این لایه، از پایین تا نوک، تمامِ صد و چهل و شش متر ارتفاعِ هرم رو می‌گرفت. نتیجه یه سطحِ یکدست و صاف بود، نه پله‌های خشنی که امروز می‌بینیم.

این سنگِ آهکِ صیقلی انقدر صاف بود که نور رو برمی‌گردوند. تو آفتابِ مصر، از دور می‌درخشید؛ نوشته‌ها و روایت‌های باستانی هم از همین درخشش می‌گن. البته چیزی درباره‌ی دیده‌شدنش از فاصله‌های خیلی دور یا از فضا گفته نشده؛ فقط همین که تو نورِ آفتاب می‌درخشیده، و همین به‌تنهایی برای اون دوره کافی بود که هرم رو از هر ساختمونِ دیگه‌ای متمایز کنه.

سه هزار و هشتصد سالی که بلندترینِ دنیا بود

این هرم، با اون روکشِ سفید، سه هزار و هشتصد سال بلندترین ساخته‌ی دستِ بشر بود. این عدد یعنی نسل‌ها و نسل‌ها آدم، تو هر نقطه‌ای که بهش می‌رسیدن، یه چیزِ درخشان و غول‌پیکر رو می‌دیدن که هیچ ساختمونِ دیگه‌ای باهاش قابل‌قیاس نبود. برای همین بود که یکی از عجایبِ هفت‌گانه‌ی دنیای باستان شد، و تنهاییِ کسیه که هنوز سرِ پاست.

اما این وضعیت همیشگی نموند. یه اتفاق، قرن‌ها بعد، این پوستِ درخشان رو از هرم جدا کرد.

زلزله‌ای که پوست هرم رو کند

سالِ هزار و سیصد و سه میلادی، یه زلزله‌ی بزرگ می‌آد. این زلزله سنگ‌های روکشِ هرم رو شل می‌کنه؛ همون سنگ‌های آهکِ صیقلیِ سفیدی که قرن‌ها بود چسبیده بودن به بدنه‌ی هرم و نورِ آفتاب رو برمی‌گردوندن. حالا این سنگ‌ها دیگه محکم سرِ جاشون نبودن، و همین شل‌شدن، در واقع شروعِ پایانِ اون ظاهرِ درخشان بود.

نکته‌ی جالب اینه که این اتفاق درست تو زمانی افتاد که قاهره داشت به‌عنوانِ یه شهرِ بزرگ ساخته می‌شد. یعنی درست همون موقعی که هرم داشت پوستش رو از دست می‌داد، یه شهرِ تازه، نزدیکش، به مصالحِ ساختمانی احتیاج داشت.

سنگ‌ها کجا رفتن

سنگ‌های شل‌شده رو می‌برن. مسجد می‌سازن، دیوار می‌سازن، پله می‌سازن. یعنی پوستِ هرم، تیکه‌تیکه، می‌ره تو شهر و تبدیل می‌شه به بخشی از خونه‌ها، مسجدها و سازه‌های روزمره‌ی قاهره. یه ساختمونِ افسانه‌ای که قرن‌ها بلندترینِ دنیا بود، حالا داره به شکلِ سنگ‌فرشِ پله و دیوارِ یه مسجد درمی‌آد.

این فرآیند یهو اتفاق نیفتاد؛ به‌مرورِ زمان، سنگ‌های سست‌شده‌ی سطحِ هرم، یکی‌یکی برداشته شدن. نتیجه‌ش این شد که اون سطحِ صاف و یکدست، جاش رو به همون توده‌ی خشنِ زیرین داد؛ همون که ما الان اسمش رو «هرمِ بزرگِ جیزه» می‌ذاریم.

چیزی که موند

چیزی که از اون ساختارِ اصلی باقی موند، همون هسته‌ی پله‌پله‌ست؛ همون شکلی که تو تمامِ عکس‌ها می‌بینیم. این هسته، همون دو میلیون تیکه سنگیه که از اول بدنه‌ی هرم رو ساخته بودن، فقط بدونِ اون لایه‌ی پوششیِ سفید. هنوز چندتا سنگِ اصلی از همون روکشِ قدیمی، پایینِ هرم باقی مونده؛ یعنی می‌شه رد و اثرِ اون سطحِ صافِ اولیه رو، حداقل در بخشِ پایینی، دید.

جالب اینه که این اتفاق برای هر سه هرمِ بزرگِ جیزه پیش نیومده. نوکِ هرمِ خفرع (Khafre)، هرمِ دوم، هنوز بخشی از روکشِ اصلی‌ش رو داره. یعنی اگه بخوایم یه نمونه از اون درخشش و صافیِ اصلی رو ببینیم، باید سراغِ همون نوکِ باقی‌مونده بریم، نه سراغِ هرمِ بزرگ که حالا کاملاً بی‌روکشه.

پس چی می‌بینیم؟

چیزی که امروز جلوی چشمِ میلیون‌ها گردشگر و تو میلیون‌ها عکس هست، بدنه‌ی اصلیِ هرمه، بدونِ اون پوششی که قرارِ اولیه‌ش این بود که هرم باهاش دیده بشه. اون سطحِ صافِ درخشانِ آهکی که سه هزار و هشتصد سال نورِ آفتاب رو برمی‌گردوند، دیگه وجود نداره؛ زلزله‌ی هزار و سیصد و سه میلادی شلش کرد، و ساختِ قاهره بردش. چیزی که قطعیه: وجودِ اون روکشِ سفید، معدنِ تورا، زلزله، و کوچ‌کردنِ سنگ‌ها به شهر. چیزی که هنوز به چشم می‌شه دید، فقط بخشِ کوچیکیه: چندتا سنگِ اصلی پایینِ هرمِ بزرگ، و نوکِ هرمِ خفرع. بقیه‌ش، یعنی اون تصویرِ درخشانی که باستانی‌ها ازش می‌گفتن، فقط تو نوشته‌ها و تو تصورمون باقی مونده؛ چیزی که ما می‌بینیم، هنوز هم فقط اسکلتشه.

چیزی که از اهرام مصر می‌بینیم، اسکلتشه

قصه‌های مرتبط