این چشم را ۵۰۰۰ سال پیش کسی میبست | شهر سوخته
در دسامبرِ ۲۰۰۶، در یک گور در شهرِ سوخته — در سیستان و بلوچستان — چیزی پیدا شد که قدیمیترین چشمِ مصنوعیِ شناختهشدهی جهان است.

توی دسامبرِ ۲۰۰۶، یه گروهِ باستانشناس توی یه گورستانِ باستانی توی جنوبِ شرقیِ ایران، دستشون به یه چیزِ کوچیک خورد؛ یه چیزی که از یه سکه هم بزرگتر نبود. ولی وقتی زیرِ میکروسکوپ بردنش، یه سؤالِ بزرگ جلوشون گذاشت: پنج هزار سال پیش، یکی برای یه زن یه چشمِ مصنوعی ساخته بود؟ و اگه ساخته، اون چشم چطور ساخته شده بود که هنوز بعدِ این همه سال، ردِ استفادهش روی استخوانِ صاحبش مونده؟
یه نیمکرهی کوچیک، توی یه گور
چیزی که پیدا شد یه نیمکره بود، کمی بزرگتر از دو و نیم سانتیمتر؛ از یه مادهی خیلی سبک ساخته شده بود، احتمالاً خمیرِ قیر. روش یه لایهی نازکِ طلا کشیده بودن. وسطش یه دایره داشت، و دورِ اون دایره، خطهایی مثل پرتوهای خورشید کشیده شده بود. دو طرفش هم دو تا سوراخِ ریز داشت که با نخِ طلا ازشون رد شده بود. همین چیدمانه که باعث شده امروز بهش بگن قدیمیترین چشمِ مصنوعیِ شناختهشدهی دنیا، متعلق به حدودِ ۲۹۰۰ سال پیش از میلاد؛ یعنی نزدیک به پنج هزار سال پیش.

ردی که روی استخوان جا مونده
چیزی که این کشف رو از یه شیء عجیب به یه مدرکِ واقعی تبدیل کرد، خودِ چشم نبود. وقتی حدقهی چشمِ اسکلت رو زیرِ میکروسکوپ بردن، ردِ همون نخِ طلا رو روی استخوان دیدن. این یعنی چشم رو موقعِ خاکسپاری توی گور نذاشته بودن؛ اون آدم سالها این رو میبسته و زندگی کرده بود.
این چشم رو موقعِ خاکسپاری نذاشته بودن؛ اون آدم سالها، توی زندگیش، این رو میبسته.
این جزئیه که فرق میکنه بینِ یه شیءِ تزئینی که برای مُرده ساخته باشن، با چیزی که یه آدمِ زنده واقعاً باهاش زندگی میکرده. برای همین باستانشناسها اینقدر روی این پیدا کردنِ خاص حساس شدن.
زنی به قدِ ۱۸۲ سانتیمتر
اسکلتی که این چشم کنارش پیدا شد، متعلق به یه زن بود؛ زنی با قدِ حدودِ ۱۸۲ سانتیمتر، خیلی بلندتر از زنهای همدورهی خودش. این تفاوتِ قد، همراه با چشمِ مصنوعیای که روش کار شده بود، این سؤال رو زنده نگه میداره که این زن دقیقاً چه جایگاهی توی جامعهی خودش داشته؛ هرچند چیزِ دیگهای فراتر از همین دو تا مشخصه ازش گزارش نشده.

شهری که اسمش رو گذاشتیم «سوخته»
این گور، توی محوطهای بود که امروز بهش میگیم شهرِ سوخته؛ یه شهرِ باستانی توی سیستان و بلوچستان، که حدودِ ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد ساخته شده. این چشمِ مصنوعی، تنها چیزی نیست که از دلِ خاکِ این شهر بیرون اومده؛ در واقع کنارش چیزهای دیگهای هم پیدا شده که هر کدوم به نوعی نشون میدن آدمهای این شهر چقدر با جزئیات کار میکردن.
چیزهایی که هنوز از شهر سوخته حرف میزنن
یکی از این کشفیات یه جامِ سفالیه که دورِ بدنهش یه بز نقاشی شده، توی چند تا حالتِ پشتِ سرِ هم. وقتی جام رو میچرخونی، همون نقاشیها انگار حرکت میکنن؛ بز میپره تا برگها رو بگیره. همین جام، امروز به عنوانِ قدیمیترین نمونهی شناختهشدهی تصویرِ متحرک شناخته میشه.

کنارِ این جام، یه صفحهی بازی هم پیدا شده، از چوبِ آبنوس، با شصت تا مهره؛ صفحهای که از نمونهی معروفِ گورستانِ سلطنتیِ اور هم قدیمیتره. و یه جمجمه هم پیدا شده که روش آثارِ یه عمل جراحیِ باز کردنِ استخوانِ سر دیده میشه. هیچکدومِ اینها به تنهایی شاید خیلی عجیب نباشن، ولی وقتی کنارِ هم میذاریشون، یه تصویر از شهری میسازن که توی جزئیاتِ زندگیِ روزمرهش، دقتِ عجیبی داشته.

چی قطعیه، چی نه
چیزی که مطمئنیم اینه: توی یه گور توی شهرِ سوخته، یه نیمکرهی طلاکاریشده پیدا شده که به عنوانِ چشمِ مصنوعی شناخته میشه، متعلق به حدودِ پنج هزار سال پیش، و ردِ نخِ طلاش روی استخوانِ صاحبش، نشون میده که سالها استفاده شده، نه اینکه فقط برای تدفین گذاشته باشنش. صاحبِ این چشم هم یه زن بوده، با قدی بهطرز غیرِعادی بلند برای دورانِ خودش. چیزی که هنوز به همین وضوح روشن نیست، اینه که این چشم دقیقاً چقدر کارکردِ عملی داشته و چقدر صرفاً برای زیبایی ساخته شده بود؛ چیزی که میشه گفت، پنج هزار سال پیش، توی شهری که اسمش رو سوخته گذاشتیم، یکی برای یه زن چشمی ساخت که هم کار میکرد، هم قشنگ بود.


