کنجکاویاقصه‌ی امروز
قصه‌ها › دیگر

چرچیل به‌عنوانِ وزیرِ نیروی دریایی تشکیل داد و اسمش بود «کمیته‌ی کشتی‌های خشکی». اولین نمونه را به تمسخرِ ولیعهدِ آلمان «ویلیِ کوچولو» نامیدند.

اولین تانکِ دنیا را نیروی دریایی ساخت.

۱۲ شهریور ۱۴۰۵شورت · ۱:۲۲۴ دقیقه خوندن
چرچیل به‌عنوانِ وزیرِ نیروی دریایی تشکیل داد و اسمش بود «کمیته‌ی کشتی‌های خشکی». اولین نمونه را به تمسخرِ ولیعهدِ آلمان «ویلیِ کوچولو» نامیدند.

یه کلمه که امروز به گوشِ همه آشناست و معنیش واضحه: تانک، یعنی همون وسیله‌ی زرهیِ زنجیردار که رو میدانِ جنگ می‌بینیم. ولی خودِ کلمه‌ی «تانک» توی انگلیسی یعنی چی؟ یعنی مخزن. مخزنِ آب. و این هیچ اتفاقی نیست؛ یه پوششه که از صد و چند سال پیش روش مونده و هیچ‌وقت عوض نشده. سؤال اینه که چه‌جوری یه اسمِ قلابی برای مخفی نگه‌داشتنِ یه پروژه‌ی نظامی، تبدیل شد به اسمِ رسمیِ یکی از مرگبارترین سلاح‌های تاریخ؟ و جالب‌تر اینکه سازنده‌ی اصلیش نه ارتش بود، نه توپخانه؛ نیروی دریایی بریتانیا.

بن‌بستِ سنگرها

سالِ ۱۹۱۵، جنگِ جهانیِ اول یه سالی بود که جنگ توی سنگرها گیر کرده بود. دو طرف خط‌های طولانی از سنگر کنده بودن و هر بارِ حمله، سربازها باید از روی زمینِ باز رد می‌شدن تا به سنگرِ طرفِ مقابل برسن. مسلسل دقیقاً همین کارو غیرممکن می‌کرد؛ هر حمله‌ای که شروع می‌شد، قبل از رسیدن به هدف متوقف می‌شد. جنگ به جای پیش‌روی، تبدیل شده بود به یه کشمکشِ فرسایشی که هیچ طرف نمی‌تونست ازش بیرون بیاد. کسی که دنبالِ راهِ حل برای این بن‌بست رفت، آدمی بود که اصلاً مسئولِ جنگِ زمینی نبود: وینستون چرچیل (Winston Churchill)، وزیرِ وقتِ نیروی دریاییِ بریتانیا.

کمیته‌ای با اسمِ عجیب

چرچیل یه کمیته تشکیل داد برای پیدا کردنِ راهی که بشه از زیرِ آتشِ مسلسل رد شد. اسمی که روی این کمیته گذاشت این بود: کمیته‌ی کشتی‌های خشکی. به اسمش دقت کن؛ کشتیِ خشکی، نه ماشینِ جنگی یا وسیله‌ی زرهی. این اسم تصادفی نبود، چون آدم‌هایی که پشتِ این پروژه بودن از دلِ نیروی دریایی اومده بودن و داشتن با ذهنیتِ دریایی به یه مسئله‌ی کاملاً زمینی نگاه می‌کردن. یه مسئله‌ی زمینی - رد شدن از روی زمینِ پُر از گودال و سیمِ خاردار - قرار بود با منطقِ ساختِ کشتی حل بشه.

ویلیِ کوچولو

پاییزِ همون سال، ۱۹۱۵، اولین نمونه از دلِ همین کمیته بیرون اومد. اسمی که روش گذاشتن ویلیِ کوچولو (Little Willie) بود؛ یه اسمِ تمسخرآمیز، برداشته‌شده از اسمِ ولیعهدِ آلمان، ویلهلم (Wilhelm). این اولین نمونه خوب کار نکرد. خودِ سازه‌ش امروز هم باقی مونده و یکی از معدود مدارکِ عکسیِ دست‌اولیه که نشون می‌ده اولین قدم‌های این پروژه دقیقاً چه شکلی بودن.

چرچیل به‌عنوانِ وزیرِ نیروی دریایی تشکیل داد و اسمش بود «کمیته‌ی کشتی‌های خشکی». اولین نمونه را به تمسخرِ ولیعهدِ آلمان «ویلیِ کوچولو» نامیدند.
عکسِ واقعی

از «مادر» تا مارکِ یک

بعد از شکستِ ویلیِ کوچولو، طرحِ بعدی اومد رو میز؛ طرحی که بهش می‌گفتن مادر (Mother). این طرح اون شکلِ لوزیِ معروفی رو داشت که بعدها اسمِ تانک رو براش تعریف کرد؛ نه برجِ گردون، نه شکلِ جعبه‌ایِ امروزی، بلکه یه بدنه‌ی لوزی‌شکل که زنجیرِ چرخ‌ها درست دورِ تا دورِ بیرونِ بدنه می‌چرخید. از روی همین طرحِ مادر بود که تانکِ مارکِ یک (Mark I) ساخته شد؛ اولین تانکی که وارد میدانِ جنگ شد. همین شکلِ خاص - بدونِ برج، با زنجیرِ دورتادور - دقیقاً همون چیزیه که اولین تانکِ دنیا رو از تصویرِ ذهنیِ امروزیِ مردم از تانک جدا می‌کنه؛ خیلی‌ها وقتی به اولین تانک فکر می‌کنن، یه ماشینِ زرهیِ برج‌دار تصور می‌کنن، در حالی که مارکِ یک اصلاً برج نداشت.

چرچیل به‌عنوانِ وزیرِ نیروی دریایی تشکیل داد و اسمش بود «کمیته‌ی کشتی‌های خشکی». اولین نمونه را به تمسخرِ ولیعهدِ آلمان «ویلیِ کوچولو» نامیدند.
عکسِ واقعی

رازی که باید مخفی می‌موند

یه مشکلِ بزرگ سرِ راهِ این پروژه بود: باید تا لحظه‌ی آخر کاملاً مخفی می‌موند. اگه طرفِ مقابل می‌فهمید چنین سلاحی داره ساخته می‌شه، وقتِ کافی برای آماده شدن پیدا می‌کرد و غافلگیریِ اصلیِ این سلاح از بین می‌رفت. برای همین به کارگرهای کارخونه گفته بودن اگه کسی پرسید این چیه، جواب بدن دارن مخزنِ آب می‌سازن، برای ارتشِ روسیه. و کلمه‌ای که برای مخزنِ آب توی انگلیسی به کار می‌رفت، «تانک» (tank) بود. همین پوششِ ساده، که فقط قرار بود چند ماه دوام بیاره، شد اسمی که دیگه هیچ‌وقت ازش جدا نشد.

چرچیل به‌عنوانِ وزیرِ نیروی دریایی تشکیل داد و اسمش بود «کمیته‌ی کشتی‌های خشکی». اولین نمونه را به تمسخرِ ولیعهدِ آلمان «ویلیِ کوچولو» نامیدند.
عکسِ واقعی

رودخانه‌ی سُم، پونزدهمِ سپتامبر

پونزدهمِ سپتامبرِ ۱۹۱۶، کنارِ رودخانه‌ی سُم (Somme) در شمالِ فرانسه، این ماشین‌های جدید برای اولین بار رفتن جلو، وسطِ میدانِ جنگ. از همون روز، جنگِ سنگر - همون بن‌بستی که چرچیل دنبالِ راهِ حلش بود - شروع کرد به تموم شدن. مسلسلی که تا اون روز هر حمله‌ای رو متوقف می‌کرد، دیگه نمی‌تونست جلوِ یه چیزی رو بگیره که خودش از روی سیمِ خاردار و گودال رد می‌شد و زرهش گلوله رو دفع می‌کرد.

چرچیل به‌عنوانِ وزیرِ نیروی دریایی تشکیل داد و اسمش بود «کمیته‌ی کشتی‌های خشکی». اولین نمونه را به تمسخرِ ولیعهدِ آلمان «ویلیِ کوچولو» نامیدند.
عکسِ واقعی

اسمی که هنوز مونده

اون اسمِ سرپوشی، هیچ‌وقت عوض نشد. قرار بود فقط تا وقتی این پروژه مخفی بمونه دوام بیاره، ولی بعد از پونزدهمِ سپتامبرِ ۱۹۱۶ هم کسی زحمتِ عوض کردنش رو به خودش نداد. امروز، بیش از یک قرن بعد، به یکی از مرگبارترین سلاح‌های تاریخِ جنگ - همونی که ساختنش با یه کمیته‌ی عجیبِ زیرِ نظرِ نیروی دریایی شروع شد - می‌گیم: مخزنِ آب. چیزی که از اول قطعیه، خودِ این مسیر و این تسلسلِ رویدادهاست: کمیته‌ی چرچیل، ویلیِ کوچولو، طرحِ مادر، مارکِ یک، و روزِ اولِ حضورش کنارِ سُم. چیزی که شاید کمتر بهش فکر بشه، خودِ این نکته‌ست که اسمی که امروز با هیبت و ترس همراهش کردیم، از اول فقط یه دروغِ کوچیکِ کارخونه‌ای بوده برای گول زدنِ جاسوس‌ها.

قصه‌های مرتبط