نفتِ مسجد سلیمان؛ چاهی که زودتر از نامهی تعطیلی به نفت رسید
اولین چاهِ نفتِ خاورمیانه در مسجد سلیمان، که درست وقتی نامهی تعطیلیِ حفاری هنوز توی راه بود به نفت رسید.

یه چاهِ نفت تو دلِ ایران، یه نامه که از گلاسکو راه افتاده بود که بگه «تمومش کنین»، و یه فاصلهی چند هفتهای که بینِ این دو تا بود. نفت زودتر رسید یا نامه؟ این سؤالیه که جوابش توی تاریخِ صنعتِ نفتِ خاورمیانه مونده، و ماجراش از هفت سال قبلتر شروع میشه، وقتی یه میلیونرِ انگلیسی که هیچوقت پاش به ایران نرسید، امضاش رو زیرِ یه امتیازِ عظیم گذاشت.
امتیازی که یه میلیونر هیچوقت ندید
هفتمِ خردادِ هزار و دویست و هشتاد (۲۸ مِیِ ۱۹۰۱)، مظفرالدینشاه امتیازِ نفتِ بیشترِ خاکِ ایران رو، برای شصت سال، به ویلیام ناکس دارسی (William Knox D'Arcy) داد؛ مردی که ثروتش رو از یه معدنِ طلا تو استرالیا درآورده بود. پنج استانِ شمالی بهخاطرِ حساسیتِ روسها از امتیاز بیرون موند، و دارسی در ازاش بیست هزار پوند نقد، بیست هزار پوند سهام، و شانزده درصد از سودِ خالص رو تعهد کرد. دارسی خودش هیچوقت به ایران نیومد؛ کارِ میدانی رو سپرد به جورج برنارد رینولدز (George Bernard Reynolds)، مهندسی که تو ادارهٔ کارهای عمومیِ هند و بعد تو سوماترا تجربهی حفاری داشت.

سالهای خشک
رینولدز از آبانِ هزار و دویست و هشتاد و یک (نوامبرِ ۱۹۰۲) تو چاهسرخ، نزدیکِ قصرِ شیرین، شروع به حفاری کرد. اونجا یه کمی نفت پیدا شد که زود کم شد، و اون منطقه بعدها با مرزبندیِ ۱۹۱۳–۱۹۱۴ به عثمانی داده شد؛ امروز تو عراقه. پولِ دارسی داشت ته میکشید؛ بیش از دویست و بیست و پنج هزار پوند خرج کرده بود و سهمهاش رو هم گرو گذاشته بود. از سالِ هزار و دویست و هشتاد و چهار، شرکتِ اسکاتلندیِ برمهی نفت (Burmah Oil)، از طریقِ یه سندیکا، هزینهها رو گرفت به عهده. دو چاهِ دیگه هم تو شردین، سالهای ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷، حفر شد که هر دو خشک درومد.

مسجد سلیمان و قرارداد با بختیاریها
رینولدز بعدش وسایلِ حفاری رو برد به میدانِ نفتون، توی سرزمینِ بختیاریها، جایی که از زمینش بوی نفت بلند میشد و مردمِ محل یه سری ویرانهی قدیمی اونجا رو مسجد سلیمان صدا میزدن. کارِ حفاری بر پایهی یه قراردادِ آبانِ هزار و دویست و هشتاد و چهار با خانهای بختیاری بود؛ در ازای دو هزار پوندِ سالانه برای نگهبانی و سه درصد از سهامِ هر شرکتی که تو زمینشون تشکیل میشد. چاهِ شمارهی یک سومِ بهمنِ هزار و دویست و هشتاد و شش (۲۳ ژانویهی ۱۹۰۸) حفاریش شروع شد، و چاهِ دوم هم اسفندماه بهش اضافه شد. طبقِ روایتِ آرنولد ویلسون (Arnold Wilson)، افسرِ جوانی که اونموقع نگهبانیِ اردوگاه رو به عهده داشت، دو تا دکل شب و روز به زمین میکوبیدن و لوازم و آذوقه از راهِ دریا تا محمّره، بعد با کشتیِ رودخانهای تا اهواز، و از اونجا با قاطر میرسید.
تلگرافی که قرار بود همه چیز رو تموم کنه
اواخرِ فروردین یا اوایلِ اردیبهشتِ هزار و دویست و هشتاد و هفت، رینولدز از رینولدز خبر گرفت که پولِ مدیران ته کشیده. به روایتِ ویلسون، دستور نهایی این بود: کار رو تعطیل کن، کارکنان رو مرخص کن، هرچی ارزشِ حمل به ساحل رو داره جمع کن، و برگرد. رینولدز اما بهونهای آورد که تو رمزِ تلگراف اشتباهاتی هست، و گفت تا نامهی رسمی نرسه دست نگه نمیداره. نامهی رسمی، پستی که بیست و چهارِ اردیبهشت (۱۴ مِیِ ۱۹۰۸) از گلاسکو راه افتاده بود، دستور میداد چاهها رو تا حدودِ چهارصد و نود متر (هزار و ششصد فوت) ادامه بدن و اگه به نفت نرسیدن، همه چیز رو جمع کنن و به سمتِ برمه بفرستن. پستِ بریتانیا اونموقع چیزی بینِ یک ماه تا پنج هفته طول میکشید تا به اردوگاه برسه.

شبی که نفت زد بیرون
پنجمِ خردادِ هزار و دویست و هشتاد و هفت (۲۶ مِیِ ۱۹۰۸)، حدودِ ساعتِ چهارِ صبح، چاهِ شمارهی یک تو عمقِ حدودِ سیصد و شصت متری (هزار و صد و هشتاد فوت) به نفت رسید؛ اولین نفتِ حسابیِ خاورمیانه. ویلسون، که از گرما بیرونِ چادرش خوابیده بود، نوشته فوران تا حدودِ پونزده متر بالاترِ نوکِ دکل میرفت و گازش نزدیک بود حفارها و کارگرهای ایرانی رو خفه کنه. ویلسون چون کتابِ رمز نداشت، خبر رو با اشاره به دو آیه از مزامیر برای مافوقش فرستاد، جایی که یکی دربارهی روغن حرف میزنه و یکی دربارهی سنگی که چشمه شد. رینولدز همونروز بهطورِ رمزی به گلاسکو تلگراف زد که نفت زده، و چند روز بعد نوشت:
دستوراتی که میگین دارین میفرستین، با این واقعیت که نفت زده بیرون، شاید دیگه فرقی نکنه.
چاهِ شمارهی دو هم حدودِ ده روز بعد، اواسطِ خردادماه، به نفت رسید. خودِ نامهی چهاردهمِ مِی بالاخره تو نیمهی دومِ خردادماه به دستِ رینولدز رسید؛ هفتهها بعد از اینکه نفت از هر دو چاه زده بود بیرون.

چیزی که بعدش اومد
از این نقطه به بعد، ماجرا سریع پیش رفت: فروردینِ هزار و دویست و هشتاد و هشت (۱۹۰۹) شرکتِ نفتِ ایران و انگلیس ثبت شد، پالایشگاهِ آبادان سالِ ۱۹۱۲ راه افتاد، و دولتِ بریتانیا سالِ ۱۹۱۴ پنجاه و یک درصدِ سهامش رو خرید. رینولدز خودش سالِ ۱۹۱۱ با هزار پوند از کار برکنار شد؛ بهقولِ ویلسون، آدمهایی که رینولدز از عواقبِ کوتهبینیِ خودشون نجاتشون داده بود، خیلی پولدار شدن. چاهِ شمارهی یک سالِ ۱۳۰۵ با گِل پر شد و سالِ ۱۳۱۴ سیمانکاری شد، و همونموقع یه دکلِ قدیمیِ حفاری بهعنوانِ یادبود روش گذاشتن؛ همین دکل امروز روی زمینه، نه دکلِ اصلیِ سالِ ۱۹۰۸.
جمعبندی
آنچه مستند و قطعیه: نامهای که قرار بود حفاری رو تعطیل کنه چهاردهمِ اردیبهشتِ ۱۹۰۸ از گلاسکو راه افتاد، نفت پنجمِ خردادِ همون سال از زمین زد بیرون، و نامه چند هفته بعدتر، تو نیمهی دومِ خردادماه، به دستِ رینولدز رسید. چیزی که دقیقاً مشخص نیست، متنِ کاملِ اون تلگرافِ اولیه و جزئیاتِ ادعای «اشتباهِ رمز» رینولدزه؛ اینها فقط از روایتِ ویلسون، تنها شاهدِ عینیِ در دسترس، میدونیم. امروز، محلهی اطرافِ همون چاه تو مسجد سلیمان هنوز به اسمِ «نمره یک» شناخته میشه، و خودِ چاه از سالِ ۱۴۰۱ بهصورتِ موزه به روی بازدیدکنندهها بازه؛ یادگارِ روزی که نفت، درست بهموقع، زودتر از نامه رسید.
منابع
- Wilson, A. T., «S.W. Persia: A Political Officer's Diary 1907–1914» (1941), archive.org in.ernet.dli.2015.209652
- Yergin, «The Prize» (1991), ch. 7
- geoexpro.com/the-centenary-of-the-first-oil-well-in-the-middle-east/
- iranicaonline.org/articles/darcy-william-knox/
- iranicaonline.org/articles/anglo-persian-oil-company/
- BP Archive via the archived SOAS «Bakhtiari Kuch» exhibition
- petromuseum.ir (the Well No. 1 museum)
تصویرهای واقعی
مظفرالدینشاه، ۱۹۰۱ · عکسِ واقعی · Public domain (Commons) · ویلیام ناکس دارسی · عکسِ واقعی · **Public domain** · جورج رینولدز (چپ)، نزدیکِ مسجد سلیمان · عکسِ واقعی · Public domain (Commons; BP archives via musee-pompe.fr) · حفارها سرِ دکل، سالهای اول · عکسِ واقعی · http://www.petrophoto.ir/content/1/بانک-عکس/716/حفاری-اولین-چاه-نفت-ایران-در-مسجد-سلیمان · unknown (web; ) · دکلِ چوبیِ شرکتِ نفت، ۱۹۰۹ · عکسِ واقعی · https://www.bbc.co.uk/news/business-49499443 · unknown (web; BBC) · ویرانههای سرمسجد، مسجد سلیمان · عکسِ واقعی · https://en.irna.ir/photo/84275145/Historical-Sarmasjed-platform-in-Mesjed-Soleiman-nationally-registered · IRNA (press) · چاه شمارهی یک، سالهای اول · عکسِ واقعی · https://www.slideserve.com/annh/oil-and-natural-gas-reserves-powerpoint-ppt-presentation · unknown (web; slideserve.com) · جورج رینولدز · عکسِ واقعی · Public domain (Commons; BP archives via musee-pompe.fr) · فورانِ نفت، مسجد سلیمان، سالهای اول · عکسِ واقعی · https://www.kojaro.com/thingstodo/120501-masjed-soleyman-land-of-oil-mountains/ · unknown · رینولدز (چپ) و همکارهاش، حدودِ ۱۹۱۰ · عکسِ واقعی · Public domain (Commons; BP archives via musee-pompe.fr) · تابلوی چاه شمارهی یک · عکسِ واقعی · http://www.petrophoto.ir/content/1/بانک-عکس/846/چاه-شماره-یک-مسجد-سلیمان-در-گذر-زمان · unknown (ministry) · ورودیِ موزهی چاه شمارهی یک · عکسِ واقعی · http://www.petrophoto.ir/content/1/بانک-عکس/846/چاه-شماره-یک-مسجد-سلیمان-در-گذر-زمان · unknown (web; petrophoto.ir) · کنارِ چاه شمارهی یک، امروز · عکس: خبرگزاری مهر · **CC BY 4.0**. بقیهی تصویرها بازسازیِ هوش مصنوعیان و روی خودِ ویدیو نشوندار شدن.


