کنجکاویاقصه‌ی امروز
مستندها › دیگر

پیکان؛ ماشینی که آهنگ تولدت مبارک برایش ساخته شد | مستند کامل

آهنگ «تولدت مبارک» که در هر جشن تولدی می‌خوانیم، اول برای تولد یک ماشین ساخته شد: پیکان. ایران ناسیونال، کارخانه‌ای که دو برادر مشهدی، احمد و محمود خیامی، در ۱۳۴۱ ساختند، با شرکت انگلیسی رووتس قرارداد بست تا هیلمن هانتر را در ایران بسازد؛ اسم پروژه‌ی انگلیسی‌ها «Arrow» یعنی تیر بود، و پیکان ترجمه‌ی همین کلمه است. خط تولید ۲۳ اردیبهشت ۱۳۴۶ افتتاح شد و نوروز ۱۳۴۹ فیلم تولد پیکان، ساخته‌ی کامران شیردل با آهنگ انوشیروان روحانی، پیش از هر فیلمی در سینماها پخش شد.

۳ آبان ۱۴۰۵مستند · ۶:۴۳۸ دقیقه خوندن
پیکان؛ ماشینی که آهنگ تولدت مبارک برایش ساخته شد | مستند کامل

آهنگِ «تولدت مبارک» که توی هر جشنِ تولدی می‌خونیم، اول برای تولدِ یه ماشین ساخته شد: پیکان. همون ماشینی که ۳۸ سال توی ایران تولید شد و حدودِ ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار دستگاه ازش ساخته شد. ولی پیکان اولش اصلاً ماشینِ ایرانی نبود، و یه روزی رسید که یه کارخونه‌ی انگلیسی به همین ماشین وابسته شد.

پس پیکان از کجا اومد، و چطور ۳۸ سال سرپا موند؟ جوابش از یه تعمیرگاه توی مشهد شروع می‌شه و به یه موزه توی کاونتریِ انگلیس می‌رسه.

دو برادر از مشهد

پیکان رو دو برادر از مشهد به ایران آوردن: احمد و محمود خیامی. احمد، برادرِ بزرگ‌تر، اسفندِ ۱۳۰۳ به دنیا اومده بود و محمود دی‌ماهِ ۱۳۰۸. پدرشون توی مشهد یه تعمیرگاه داشت، و اولین کارِ خودشون یه کارواش بود که از پدرشون اجاره کرده بودن. بعد کم‌کم سراغِ نمایندگیِ ماشین و فروشِ قطعه رفتن؛ احمد خیامی توی خاطراتش از نمایندگیِ مرسدس بنز در مشهد، یه مغازه‌ی لوازم یدکی در تهران، و ساختنِ بدنه‌ی اتوبوس روی شاسیِ مرسدس نوشته.

سالِ ۱۳۴۱، با ۱۰ میلیون تومن سرمایه، کارخونه‌ی ایران ناسیونال رو ساختن. اولین محصولاتش اتوبوس و مینی‌بوس بود، سرِ هم شده از قطعه‌هایی که از مرسدس بنز میومد. ایران ناسیونال اولین کارخونه‌ی مونتاژِ ماشین در ایران نبود، ولی پیکان اولین ماشینِ سواری‌ای شد که به اسمِ «ماشینِ ملی» به شکلِ انبوه ساخته شد.

یه ماشینِ انگلیسی به اسمِ «تیر»

احمد خیامی یه ماشینِ سواری می‌خواست، ماشینی که یه خونواده‌ی معمولیِ ایرانی هم بتونه بخره. به گفته‌ی خودش، اول با مرسدس، ب‌ام‌و، فورد و فیات حرف زد و هیچ‌کدوم به نتیجه نرسید. روایتِ دیگه‌ای هم هست که می‌گه یه مقامِ دولتی اون‌ها رو به سمتِ رووتس فرستاد؛ این دو روایت با هم جور نمی‌شن.

پیکانِ قرمز در پایانِ خطِ تولید، فیلمِ «پیکان»، کامران شیردل، ۱۳۴۹
پیکانِ قرمز در پایانِ خطِ تولید، فیلمِ «پیکان»، کامران شیردل، ۱۳۴۹ · فیلمِ واقعی

به هر حال سالِ ۱۳۴۵ ایران ناسیونال با گروهِ انگلیسیِ رووتس قرارداد بست تا یکی از ماشین‌های تازه‌ی اون، هیلمن هانتر، رو توی ایران بسازه. هانتر تازه پاییزِ همون سال توی انگلیس به بازار اومده بود. رووتس به کلِ این سری از ماشین‌هاش می‌گفت «Arrow»، یعنی تیر؛ و احمد خیامی توی خاطراتش نوشته که اسمِ این ماشین به فارسی می‌شد پیکان.

کارخونه کنارِ جاده‌ی کرج ساخته شد. به نوشته‌ی احمد خیامی، سالنِ اصلی توی ۱۶ ماه بالا رفت. شنبه، ۲۳ اردیبهشتِ ۱۳۴۶، شاه خطِ تولیدِ پیکان رو افتتاح کرد، و همون سالِ اول ۶٬۶۴۶ تا پیکان ساخته شد. اولین پیکان‌ها، دولوکس و لوکس، با موتورِ ۱۷۲۵ سی‌سی بودن.

فیلمِ کیک و آهنگِ تولد

سه سال بعد، پیکان پرفروش‌ترین ماشینِ ایران بود و کارخونه تصمیم گرفت براش جشنِ تولد بگیره. آژانسِ تبلیغاتیِ ایران ناسیونال، سازمانِ فاکوپا، کامران شیردلِ فیلمساز رو آورد؛ شیردل برای ایران ناسیونال دو فیلم ساخت، «پیکان» و «تولدت مبارک». فیلمِ «پیکان» امروز هم هست و سالن‌های پرس، جوشکاری، رنگ و خطِ مونتاژِ کارخونه رو در اون سال‌ها نشون می‌ده.

آژانس از انوشیروان روحانی خواست یه آهنگِ تولد بسازه. به گفته‌ی خودِ روحانی، بودجه‌ی آهنگ ۵۰ هزار تومن بود، وقتی یه پیکانِ نو حدودِ ۱۸ هزار تومن قیمت داشت؛ یعنی نزدیکِ قیمتِ سه تا پیکان. شعرش رو پرویز خطیبی و نوذر پرنگ توی دو روز نوشتن، و اولین بار بلا آلوندی با یه گروهِ کُر خوندش.

فیلمِ سه‌دقیقه‌ایِ «تولدت مبارک» با ۴۰۰ نسخه توی برنامه‌ی نوروزِ ۱۳۴۹ قبل از هر فیلمی توی سینماها پخش شد. توی صحنه‌ی آخرش یه پیکانِ قرمز از وسطِ یه کیکِ تولدِ بزرگ بیرون میومد و رقصنده‌ها اطرافش می‌رقصیدن. احمد خیامی توی خاطراتش نوشته که فکرِ یه آهنگِ تولدِ فارسی مالِ برادرش محمود بود، و محمود نخواست اسمِ پیکان توی شعر بیاد تا آهنگ مالِ همه‌ی مردم باشه.

همین شد که آهنگ از پیکان جدا شد و رفت توی همه‌ی تولدها؛ تا قبل از اون، ایرانی‌ها همون «Happy Birthday to You» رو می‌خوندن. اینکه این جشن برای چندمین سالگردِ پیکان بود، روایت‌ها فرق دارن؛ ولی اینکه آهنگ برای تولدِ پیکان سفارش داده شد، هم آهنگساز، هم کارگردان و هم احمد خیامی تأییدش کردن.

خیابون‌های پر از پیکان

پیکان خیلی زود همه‌ی خیابون‌ها رو گرفت. طبقِ جدولِ تولیدِ ایران ناسیونال، سالِ ۱۳۵۱ از هر ۱۰۰ تا ماشینِ سواری که توی ایران فروش می‌رفت، ۷۷ تا پیکان بود. مدل‌های تازه هم اومد: اتوماتیک، تاکسی، وانت، و جوانان، که نسخه‌ی پرقدرت‌ترِ همون هانتر بود.

خیابانِ شاه‌رضا، تهران، ۱۳۵۳
خیابانِ شاه‌رضا، تهران، ۱۳۵۳ · عکسِ واقعی

جدایی

ولی درست همون سال‌ها، حدودِ ۱۳۵۱، دو برادر از هم جدا شدن. اینکه جدا شدن و محمود ایران ناسیونال رو نگه داشت، قطعیه؛ ولی چرا و چطور، فقط از زبانِ احمد خیامی و خاطراتش رسیده. به نوشته‌ی اون، دعوا سرِ سهمِ هر کدوم از کارخونه بود، و آخرش محمود بهش گفت: یا کارخونه رو به من بفروش، یا از من بخر. احمد کارخونه‌ی پیکان رو به برادرش واگذار کرد و نوشته که انگار جونش داشت از بدنش می‌رفت.

محمود خیامی ایران ناسیونال رو اداره کرد و سالِ ۱۳۵۶ نزدیکِ ۹۱ هزار پیکان توی یه سال ساخته شد. احمد هم فروشگاه‌های زنجیره‌ایِ کوروش رو راه انداخت. تا اینکه انقلاب شد. تیرِ ۱۳۵۸ صنایعِ بزرگ ملی شد، کارخونه‌ی خیامی‌ها مصادره شد، و بعدها اسمش شد ایران خودرو. هر دو برادر از ایران رفتن.

کاونتری، کارخونه‌ای که به پیکان وابسته شد

پیکان موند، ولی موتور و قطعه‌هاش هنوز از انگلیس میومد. هیلمن هانتر سالِ ۱۳۵۸ توی اروپا تموم شد، ولی کارخونه‌ی استوکِ شرکتِ تالبوت توی شهرِ کاونتری هنوز کیت‌های موتور و گیربکسِ پیکان رو برای ایران می‌ساخت.

۲۳ اردیبهشتِ ۱۳۵۹، وسطِ بحرانِ گروگان‌گیری، پارلمانِ انگلیس داشت قانونِ تحریمِ ایران رو بررسی می‌کرد. لس هاکفیلد، نماینده‌ی شهرِ ناناتن، توی مجلسِ عوام گفت که سرِ همین قرارداد حدودِ ۲ هزار کارگر مستقیم کار می‌کنن، و اگه قطع بشه تا ۱۹ هزار شغل در تالبوتِ انگلیس به خطر می‌افته.

مذاکراتِ مجلسِ عوامِ انگلیس، ۱۳ مه ۱۹۸۰: دو هزار کارگر و نوزده هزار شغل
مذاکراتِ مجلسِ عوامِ انگلیس، ۱۳ مه ۱۹۸۰: دو هزار کارگر و نوزده هزار شغل · سندِ واقعی

یه سال بعد، بهمنِ ۱۳۵۹، یه نماینده‌ی دیگه توی همون مجلس گفت که با بسته شدنِ یه کارخونه‌ی دیگه‌ی تالبوت، کارخونه‌ی استوک به سفارشِ ایران وابسته شده؛ بازاری که به گفته‌ی خودش زیاد هم باثبات نبود. یعنی ماشینی که از انگلیس اومده بود، حالا نونِ کارگرهای انگلیسی رو می‌داد.

جنگ، و پیکانی که ایرانی شد

سالِ ۱۳۶۲، وسطِ جنگ، موتورهای ۱۷۲۵ سی‌سیِ انبارشده تموم شد و پیکان با یه قراردادِ ده‌ساله موتورِ ۱۶۰۰ سی‌سیِ تالبوت رو گرفت؛ یعنی وابستگی به کاونتری هنوز ادامه داشت.

ولی جنگ کم‌کم همه‌چیز رو عوض کرد. پول برای خریدِ قطعه نبود، و به گزارشِ ایسنا تولیدِ پیکان از بیشتر از ۷۰ هزار تا توی یه سال به چند هزار تا رسید. حدودِ سالِ ۱۳۶۶ که سفارش‌های ایران قطع شد، روزنامه‌های کاونتری نوشتن تالبوت ۱۵۰ نفر رو توی همون کارخونه بیکار می‌کنه.

بعدش ایران قالب‌ها و دستگاه‌های کهنه‌ی پیکان رو از تالبوت خرید؛ خیلی از اون‌ها فرسوده و ناقص بودن و مهندس‌های ایرانی دوباره راهشون انداختن. چند سالی موتور و جلوبندیِ پژو روی پیکان رفت، و بعد موتور هم توی خودِ ایران ساخته شد، تا جایی که تقریباً همه‌ی قطعه‌های پیکان ایرانی شد. سالِ ۱۳۸۰ روزی ۵۲۰ تا پیکان از خط بیرون میومد، و به تخمینِ خبرگزاریِ آسوشیتدپرس، از هر ۱۰ تا ماشینِ سواریِ ایران ۷ تا پیکان بود.

آخرین پیکان

ولی پیکان دیگه پیر شده بود. هر ۱۰۰ کیلومتر حدودِ ۲۰ لیتر بنزین می‌سوزوند و استانداردهای تازه‌ی آلودگی و ایمنی رو نداشت، و سازمانِ حفاظتِ محیطِ زیست برای توقفِ تولیدش فشار می‌آورد. یکشنبه، ۲۵ اردیبهشتِ ۱۳۸۴، چند دقیقه مونده به ظهر، آخرین پیکانِ سواری از خطِ ایران خودرو بیرون اومد.

اسحاق جهانگیری روی کاپوتِ آخرین پیکان می‌نویسد، ۲۵ اردیبهشتِ ۱۳۸۴، خبرگزاری مهر
اسحاق جهانگیری روی کاپوتِ آخرین پیکان می‌نویسد، ۲۵ اردیبهشتِ ۱۳۸۴، خبرگزاری مهر · عکسِ واقعی

اسحاق جهانگیری، وزیرِ صنایع، با دستِ خودش روی کاپوتش نوشت:

پیکان ارابه‌ای بود که صنعت خودرو ایران بر دوش آن شکل گرفت و امروز به موزه می‌رود تا نشانه اعتلای صنعت خودرو ایران باشد.

تا اون روز ۲ میلیون و ۲۹۵ هزار پیکان ساخته شده بود؛ درست ۳۸ سال و ۲ روز بعد از افتتاحِ خط. اون ماشین رفت توی موزه‌ی ایران خودرو، ولی وانتِ پیکان تا اسفندِ ۱۳۹۳، تقریباً ۱۰ سالِ دیگه، تولید شد.

چیزی که از پیکان موند

احمد خیامی ۷ خرداد ۱۳۷۹، پنج سال قبل از آخرین پیکان، دور از ایران درگذشت. به روایتِ پسرش، آخرِ عمر با همسرش توی یه آپارتمانِ دو اتاقه در لس‌آنجلس زندگی می‌کرد، و برای درمان به تورنتو رفته بود. محمود خیامی بعد از انقلاب توی انگلیس و آمریکا نمایندگیِ مرسدس بنز راه انداخت، سال‌ها ریاستِ هیئتِ امنای دانشنامه‌ی ایرانیکا رو داشت، و اسفندِ ۱۳۹۸ درگذشت.

ولی پیکان فقط یه ماشین توی موزه نیست: هنوز هر سال، نزدیکِ ۲۶ اردیبهشت، کسایی که پیکانِ قدیمی دارن دورِ هم جمع می‌شن و براش جشنِ تولد می‌گیرن.

جوابِ سؤالِ اول این‌جاست: پیکان یه ماشینِ انگلیسی بود که ایران اول با قطعه‌های انگلیسی سرِ هم کرد، بعد خریدش، و آخرش تقریباً کامل خودش ساخت؛ و توی این راه، یه مدتی یه کارخونه‌ی انگلیسی هم به سفارشِ اون وابسته بود. چیزهایی مثلِ دعوای دو برادر یا اینکه جشنِ تولد برای چندمین سالگرد بود، فقط از یه طرف یا با روایت‌های متفاوت رسیده؛ ولی اینکه «تولدت مبارک» برای تولدِ یه ماشین ساخته شد، قطعیه.

مستندهای دیگر