کنجکاویاقصه‌ی امروز
مستندها › دیگر

زیرِ مسجدِ کبودِ تبریز یک شهر خوابیده — و کاوشش بیست سال است متوقف مانده

سالِ ۱۳۷۶، کنارِ مسجدِ کبودِ تبریز، پیمانکارها برای یک مجتمعِ تجاری گودبرداری می‌کردند و به استخوان رسیدند. چهار فصل کاوش نشان داد زیرِ این نقطه‌ی شلوغِ شهر، گورستانی از عصرِ آهن است: حدودِ سه هکتار، صد و هشت گور شناسایی‌شده که تنها حدودِ چهل تای آن سالم مانده بود، و آدم‌هایی که با ظرف و گردنبند و خنجر خاک شده بودند. برای رسیدن به آن‌ها باید از کلِ تاریخِ تبریز رد می‌شدند — قاجار، صفوی، تیموری، ایلخانی — و زیرِ همه‌ی این لایه‌ها، قبرها. این مستند قصه‌ی آن بیست پله است: تنها جایی در ایران که تصمیم گرفتند اسکلت‌ها را جابه‌جا نکنند، و بیست سالی که از آخرین کاوش گذشته.

۲ مهر ۱۴۰۵مستند · ۵:۵۰۷ دقیقه خوندن
زیرِ مسجدِ کبودِ تبریز یک شهر خوابیده — و کاوشش بیست سال است متوقف مانده

وسطِ تبریز، پشتِ مسجدِ کبود، یه در هست که از سطحِ خیابون بیست پله می‌ره پایین. هر پله که پایین‌تر می‌ری، هوا سردتر و نم‌دارتر می‌شه، و آخرش به یه سالن می‌رسی که پشتِ شیشه، آدم‌هایی خوابیدن که سه هزار سال همون‌جان. هیچ‌کس تکونشون نداده. این خودش یه چیزِ عجیبه، چون معمولاً وقتی باستان‌شناس‌ها یه گورستون پیدا می‌کنن، استخوان‌ها رو جمع می‌کنن، شماره می‌زنن، می‌برن انبار، و زمین آزاد می‌شه برای هر چی که قرار بوده روش ساخته بشه. این‌جا این اتفاق نیفتاد. سؤال این نوشته اینه که چرا، و چه چیزی زیرِ این نقطه‌ی شلوغِ تبریز بود که این‌قدر مهم به نظر رسید که نگهش دارن.

یک گودبرداری که به استخوان رسید

سالِ ۱۳۷۶، پیمانکارهای شهرداری کنارِ مسجدِ کبود مشغولِ گودبرداری برای یه مجتمعِ تجاری بودن. کمی که پایین رفتن، به استخوان رسیدن. اولش فکر کردن یه قبرِ تک‌وتنهاست، بعدش یکی دیگه پیدا شد، و بعدش روشن شد که این یه گورستونه، نه یه قبر. کار متوقف شد و کارشناس‌ها اومدن.

سالِ بعد، یعنی ۱۳۷۷، باستان‌شناسی به اسمِ نصرت‌الله معتمدی وارد شد و شروع کرد به گمانه‌زنی. تو همون فصلِ اول، ۳۸ گور کاوش شد و جوابِ اولیه هم به دست اومد: این‌ها مالِ هزاره‌ی اولِ پیش از میلادن، یعنی عصرِ آهن، چیزی حدودِ سه هزار سال پیش. از سالِ ۱۳۷۹، کاوش وارد فازِ منظم‌تری شد، این بار به سرپرستیِ علیرضا هژبری نوبری، و چهار فصل طول کشید تا سالِ ۱۳۸۲.

زیرِ مسجدِ کبودِ تبریز یک شهر خوابیده — و کاوشش بیست سال است متوقف مانده
بازسازی

سه هکتار زیرِ شهر

وقتی محوطه رو دقیق اندازه گرفتن، معلوم شد چیزی که زیرِ خاکِ تبریز خوابیده کوچیک نیست. حدودِ ۲۷۶ متر از شرق به غرب، و ۱۰۲ متر از شمال به جنوب — یعنی چیزی نزدیکِ سه هکتار، درست وسطِ یکی از شلوغ‌ترین نقاطِ شهر. روی همین گستره، ۱۰۸ گور شناسایی شد. اما از این ۱۰۸ تا، فقط حدودِ ۴۰ تاش سالم بود؛ بقیه رو دهه‌ها گودبرداری، ساخت‌وساز و لوله‌کشی از بین برده بود. یعنی قبل از اینکه کسی بدونه این‌جا چه خبره، بخشِ بزرگی از خودِ گورستون قبلاً نابود شده بود.

لایه‌ای که باید رد می‌شدی

کاوش تو دلِ یه شهرِ زنده، با کاوش تو یه بیابون فرق داره. برای رسیدن به عصرِ آهن، باستان‌شناس‌ها باید از کلِ تاریخِ تبریز رد می‌شدن. اول آوارِ ساختمونیِ امروزی. زیرش، لایه‌ی قاجار. زیرِ اون، صفوی. زیرِ اون، تیموری. و زیرِ همه‌ی این‌ها، لایه‌ی ایلخانی. هر کدوم از این لایه‌ها چند صد سال از تاریخِ شهر رو نشون می‌ده، و تازه زیرِ همه‌شون، قبرها بودن. این یعنی خودِ فرآیندِ کاوش، یه سفر به عقب تو زمان بود، لایه به لایه، قرن به قرن.

زیرِ مسجدِ کبودِ تبریز یک شهر خوابیده — و کاوشش بیست سال است متوقف مانده
بازسازی

مسجدی که خودش لایه‌ای از این تاریخه

خودِ مسجدِ کبود هم بخشی از همین لایه‌هاست، فقط جوون‌تر. ساختش سالِ ۱۴۶۵ میلادی تموم شد، تو دوره‌ی جهانشاهِ قراقویونلو، و وقفِ ساختمون رو همسرش، خاتون جان بیگم، ثبت کرد. کاشیِ لاجوردیِ این بنا اون‌قدر معروف شد که بهش لقبِ «فیروزه‌ی اسلام» دادن. اما سالِ ۱۷۸۰ یه زلزله‌ی بزرگ تبریز رو لرزوند و گنبدهای مسجد فروریخت؛ از کلِ بنا فقط ایوانِ ورودی سرِ پا موند. قرنِ نوزدهم، مردمِ شهر از خرابه‌ها آجر و کاشی برداشتن، برای همین چیزِ زیادی از دکوراسیونِ اصلی باقی نموند. بازسازیِ جدی‌ش سالِ ۱۳۵۲ شروع شد، به سرپرستیِ رضا معماران بنام، و هنوز هم کامل نشده. یعنی مسجدی که خودش پونصد و پنجاه سال قدمت داره، روی شهری نشسته که دو هزار و پونصد سال از خودش پیرتره. مسجد سالِ ۱۳۱۱ ثبتِ ملی شد، و پارسال هم پرونده‌ش برای یونسکو فرستاده شد.

آدم‌هایی که با وسایلشون خاک شده بودن

اون‌چه تو این گورها پیدا شد، فقط استخوان نبود؛ زندگیِ کوتاهِ آدم‌ها هم کنارشون خاک شده بود. تقریباً همه به یه شکل دفن شده بودن: به پهلو، زانوها جمع‌شده تو شکم، مثلِ حالتِ جنین. کنارِ هر کدوم، یه ظرف گذاشته بودن. بچه‌ها رو ساده و بدونِ تشریفاتِ زیاد تو خاک گذاشته بودن، اما نوجوون‌ها تو یه اتاقکِ کوچیکِ سنگی خاک شده بودن، با دو تا ظرف کنارشون.

کنارِ اسکلتِ زن‌ها، زینت پیدا شده: مهره‌ی عقیق، مهره‌ی فیروزه، مفرغ. کنارِ مردها، سلاح: خنجرِ برنزی، تیغه‌ی آهنی. یکی از اسکلت‌ها متعلق به یه زنه که روی جمجمه‌ش اثرِ ضربه‌ی یه سلاحِ سرد دیده می‌شه. اما این‌که این ضربه علتِ مرگش بوده یا نه، هنوز معلوم نیست؛ کسی هنوز کاملاً روی این استخوان‌ها کار نکرده، و هیچ تاریخ‌گذاریِ رادیوکربنی هم برای این گورستون منتشر نشده.

زیرِ مسجدِ کبودِ تبریز یک شهر خوابیده — و کاوشش بیست سال است متوقف مانده
بازسازی

تنها گورِ دو نفره

تو کلِ این محوطه، فقط یک گور بود که دو نفر توش خاک شده بودن: یه مردِ حدودِ ۲۷ ساله، و یه زنِ حدودِ ۱۸ ساله، کنارِ هم، با وسایلِ تدفینیِ خودشون. باستان‌شناس‌ها این یکی رو مثلِ بقیه تکه‌تکه بیرون نیاوردن؛ کلِ بلوکِ خاک رو با هر دو اسکلت سرِ جاشون یک‌جا بریدن و بردن موزه‌ی آذربایجان. اما این‌که چرا این دو نفر با هم خاک شدن، هیچ‌کس نمی‌دونه. هم‌زمان مرده بودن؟ خانواده بودن؟ چیزِ دیگه‌ای؟ هیچ‌کدومِ این‌ها جوابِ قطعی نگرفته، و مطمئناً نمی‌شه گفت زوج بودن یا زن‌وشوهر — این چیزی نیست که شواهدِ موجود ثابت کنه.

تصمیمی که جای دیگه‌ای نگرفتن

حالا سؤالِ اصلی این بود: با این گورستون چی‌کار کنن؟ روالِ معمول اینه که اسکلت‌ها رو تمیز کنن، عکس بگیرن، شماره بزنن، بذارن تو جعبه، و ببرن انبار؛ بعدش روی زمین، همون چیزی که قرار بوده ساخته بشه. ولی این‌جا این کار رو نکردن. تصمیم گرفتن قبرها همون‌جا که هستن بمونن. روش سقف زدن، دورش راهرو ساختن، و روی هر گور یه شیشه گذاشتن تا بشه دید بدونِ اینکه دست بخوره.

سالِ ۱۳۷۹، محوطه به‌عنوانِ اثرِ ملی ثبت شد. سالِ ۱۳۸۵، درش رو به روی عموم باز کردن و اسمش رو گذاشتن موزه‌ی عصرِ آهن. این نکته‌ای که کمتر جایی این‌طوری اتفاق افتاده: این اولین موزه‌ی ایرانه که خودِ محلِ کاوشه، نه یه ساختمونِ جدا که چیزها رو از جای دیگه آورده باشن توش.

بیست سال سکوت، و یک‌سوم یک گورستان

کاوش سالِ ۱۳۸۲ تموم شد، و از اون موقع تا الان، بیست سال، دیگه هیچ کاوشِ تازه‌ای این‌جا انجام نشده. طبقِ گزارشِ خبرگزاریِ مهر در سالِ ۱۴۰۲، اولش دلیلِ این توقف بودجه بود، اما بعدش سؤال عوض شد. مصطفی ده‌پهلوان، رئیسِ پژوهشگاه، می‌گه قبل از هر کاوشِ جدید باید معلوم بشه قراره چه پرسشی جواب بگیره؛ اگه پرسشِ مهمی در کار نباشه، مجوز داده نمی‌شه. این حرف، بر خلافِ چیزی که شاید اول به نظر بیاد، حرفِ بی‌منطقی نیست: هر کاوش خودش یه‌جور تخریبه، و خاکی که یه بار باز بشه، دیگه به حالتِ اولش برنمی‌گرده.

شاید چیزی که الان می‌بینید، یک‌سومِ کلِ مجموعه باشه.

این جمله رو سیروس هاتفی، راهنمای موزه، می‌گه، و شاید تهِ کاملِ این قصه همینه. اون می‌گه بقیه‌ی گورستون، تو این چند دهه، زیرِ ساخت‌وسازهای اطراف رفته. یعنی همون ۳۸ نفری که پشتِ شیشه‌ان، فقط بازمانده‌های یه گورستونِ خیلی بزرگ‌تر هستن؛ همسایه‌هاشون، همین الان، زیرِ پیِ ساختمون‌های دورِ همین محله‌ن، بدونِ اینکه کسی بدونه.

زیرِ مسجدِ کبودِ تبریز یک شهر خوابیده — و کاوشش بیست سال است متوقف مانده
بازسازی

چیزی که مطمئنیم اینه: زیرِ مسجدِ کبود، یه گورستونِ حدوداً سه هکتاری از عصرِ آهن هست، با ۱۰۸ گورِ شناسایی‌شده که چهل‌تاش سالم مونده، و آدم‌هایی که با ظرف و زینت و سلاحِ خودشون خاک شده بودن. اما اینکه چرا زنِ صاحبِ اون جمجمه‌ی آسیب‌دیده مرده، چرا اون مرد و زن با هم تو یه گور بودن، این گورستون دقیقاً چند سال قدمت داره، و چند نفرِ دیگه هنوز زیرِ خیابون‌های تبریزن — هیچ‌کدومِ این‌ها هنوز جواب ندارن. بیست پله پایین‌تر از سطحِ خیابون، یکی همون‌طور که پیداش کرده بودن مونده: با زانوهای جمع‌شده، با ظرفش کنارِ سرش، منتظرِ سؤالی که هنوز کسی نپرسیده.

مستندهای دیگر